اصطلاحات دوربین، کنترل و مکانیک‌های مبارزه

۰ نتیجه

FPP

نام کامل: First-Person Perspective

معنی فارسی: زاویه دید اول‌شخص.

کاربرد: دوربین از دید چشم شخصیت نمایش داده می‌شود و بازیکن فقط دست‌ها یا سلاح خود را می‌بیند.

مثال:

This game supports both FPP and TPP.


TPP

نام کامل: Third-Person Perspective

معنی فارسی: زاویه دید سوم‌شخص.

کاربرد: دوربین پشت یا بالای شخصیت قرار می‌گیرد و بازیکن می‌تواند کاراکتر خود را مشاهده کند.

مثال:

I prefer TPP over FPP.


ADS

نام کامل: Aim Down Sights

معنی فارسی: نشانه‌گیری از طریق مگسک یا دوربین سلاح.

کاربرد: با فشردن دکمه Aim انجام می‌شود و دقت تیراندازی را افزایش می‌دهد.

مثال:

Always ADS at long range.


Hip Fire

نام کامل: Hip Fire

معنی فارسی: شلیک بدون نشانه‌گیری.

کاربرد: تیراندازی مستقیم بدون استفاده از ADS؛ معمولاً در فاصله نزدیک کاربرد دارد.

مثال:

Hip fire is faster in close combat.


Crosshair

نام کامل: Crosshair

معنی فارسی: نشانه یا رتیکل وسط صفحه.

کاربرد: محل تقریبی برخورد گلوله را نشان می‌دهد.

مثال:

Adjust your crosshair placement.


Crosshair Placement

نام کامل: Crosshair Placement

معنی فارسی: جای‌گیری صحیح نشانه روی صفحه.

کاربرد: یکی از مهم‌ترین مهارت‌های بازی‌های FPS که باعث کاهش زمان واکنش می‌شود.

مثال:

Good crosshair placement wins fights.


Headshot

نام کامل: Headshot

معنی فارسی: شلیک به سر.

کاربرد: معمولاً بیشترین میزان آسیب را وارد می‌کند و در بسیاری از بازی‌ها باعث حذف فوری دشمن می‌شود.

مثال:

Nice headshot!


Body Shot

نام کامل: Body Shot

معنی فارسی: شلیک به بدن.

کاربرد: آسیبی کمتر از Headshot وارد می‌کند اما هدف‌گیری آن آسان‌تر است.

مثال:

Only body shots won’t be enough.


One Shot

نام کامل: One Shot Kill

معنی فارسی: کشتن با یک گلوله یا یک ضربه.

کاربرد: برای سلاح‌ها یا مهارت‌هایی که قادر به حذف فوری دشمن هستند.

مثال:

That sniper is a one-shot weapon.


Quickscope

نام کامل: Quick Scope

معنی فارسی: شلیک سریع بلافاصله پس از زوم کردن.

کاربرد: تکنیکی محبوب میان بازیکنان اسنایپر.

مثال:

He landed an amazing quickscope.


No Scope

نام کامل: No Scope

معنی فارسی: شلیک با اسنایپر بدون استفاده از دوربین.

کاربرد: حرکتی دشوار که بیشتر برای نمایش مهارت یا سرگرمی انجام می‌شود.

مثال:

He hit a no scope from across the map.


Hardscope

نام کامل: Hard Scope

معنی فارسی: مدت طولانی پشت دوربین اسنایپر ماندن.

کاربرد: معمولاً توسط سایر بازیکنان به‌عنوان سبک بازی منفعل شناخته می‌شود.

مثال:

Stop hardscoping the same corner.


Wallbang

نام کامل: Wallbang

معنی فارسی: شلیک از میان دیوار یا مانع قابل نفوذ.

کاربرد: در بازی‌هایی مانند Counter-Strike و Valorant بسیار رایج است.

مثال:

Nice wallbang!


Collateral

نام کامل: Collateral Kill

معنی فارسی: کشتن دو یا چند دشمن با یک گلوله.

کاربرد: بیشتر با اسنایپر یا سلاح‌های پرقدرت اتفاق می‌افتد.

مثال:

That was a collateral!


Flick Shot

نام کامل: Flick Shot

معنی فارسی: نشانه‌گیری ناگهانی و بسیار سریع.

کاربرد: یکی از تکنیک‌های حرفه‌ای Aim در بازی‌های تیراندازی.

مثال:

His flick shot was incredible.


Tracking

نام کامل: Tracking Aim

معنی فارسی: دنبال کردن هدف با نشانه.

کاربرد: حفظ مداوم Crosshair روی دشمن در حال حرکت.

مثال:

Your tracking needs improvement.


Spray

نام کامل: Spray Fire

معنی فارسی: شلیک رگباری.

کاربرد: نگه داشتن دکمه شلیک برای تیراندازی پیوسته.

مثال:

Don’t spray at long distance.


Tap Fire

نام کامل: Tap Fire

معنی فارسی: شلیک تک‌تیر.

کاربرد: برای افزایش دقت در فاصله‌های دور.

مثال:

Use tap fire instead of spraying.


Burst Fire

نام کامل: Burst Fire

معنی فارسی: شلیک چندتایی کوتاه.

کاربرد: معمولاً شامل شلیک ۲ تا ۵ گلوله به‌صورت پشت‌سرهم است.

مثال:

Burst fire improves accuracy.


Recoil

نام کامل: Recoil

معنی فارسی: لگد سلاح.

کاربرد: حرکت سلاح پس از شلیک که روی دقت تأثیر می‌گذارد.

مثال:

Learn to control recoil.


Recoil Control

نام کامل: Recoil Control

معنی فارسی: کنترل لگد سلاح.

کاربرد: تکنیکی برای جبران حرکت سلاح هنگام شلیک مداوم.

مثال:

His recoil control is excellent.


Spray Pattern

نام کامل: Spray Pattern

معنی فارسی: الگوی حرکت گلوله‌ها هنگام رگبار.

کاربرد: هر سلاح الگوی خاص خود را دارد و حفظ کردن آن باعث افزایش دقت می‌شود.

مثال:

Memorize each weapon’s spray pattern.


Accuracy

نام کامل: Accuracy

معنی فارسی: دقت تیراندازی.

کاربرد: میزان احتمال برخورد گلوله به محل هدف‌گیری.

مثال:

Your accuracy is improving.


Peek

نام کامل: Peek

معنی فارسی: سرک کشیدن از پشت کاور.

کاربرد: بیرون آمدن سریع برای بررسی یا شلیک به دشمن و بازگشت به پشت مانع.

مثال:

Don’t peek without utility.


Wide Peek

نام کامل: Wide Peek

معنی فارسی: خروج کامل از پشت کاور هنگام درگیری.

کاربرد: برای غافلگیر کردن دشمن یا تغییر زاویه درگیری استفاده می‌شود.

مثال:

He wide peeked and won the duel.


Lean

نام کامل: Lean

معنی فارسی: خم شدن به چپ یا راست پشت کاور.

کاربرد: به بازیکن اجازه می‌دهد بدون بیرون آمدن کامل از پشت مانع، محیط را مشاهده کرده یا شلیک کند. در بازی‌هایی مانند Rainbow Six Siege کاربرد زیادی دارد.

مثال:

Lean before you peek.


Blind Fire

نام کامل: Blind Fire

معنی فارسی: شلیک کورکورانه از پشت کاور.

کاربرد: تیراندازی بدون قرار گرفتن مستقیم در معرض دید دشمن، معمولاً برای سرکوب یا جلوگیری از پیشروی او.

مثال:

Use blind fire to keep them back.


Suppressing Fire

نام کامل: Suppressing Fire

معنی فارسی: آتش پوششی یا آتش سرکوبگر.

کاربرد: شلیک مداوم برای محدود کردن حرکت دشمن و فراهم کردن فرصت پیشروی هم‌تیمی‌ها.

مثال:

Provide suppressing fire while we advance.


Cover Fire

نام کامل: Cover Fire

معنی فارسی: آتش حمایتی.

کاربرد: شلیک برای محافظت از هم‌تیمی هنگام جابه‌جایی، احیا یا عقب‌نشینی.

مثال:

Give me cover fire!


Flank

نام کامل: Flank

معنی فارسی: دور زدن دشمن از جناحین.

کاربرد: حمله از زاویه‌ای که دشمن انتظار آن را ندارد.

مثال:

Let’s flank them from the left.


Flanking

نام کامل: Flanking

معنی فارسی: اجرای مانور دور زدن.

کاربرد: فرآیند حرکت برای رسیدن به پشت یا کنار دشمن.

مثال:

They’re flanking our position.


Push

نام کامل: Push

معنی فارسی: پیشروی یا یورش.

کاربرد: حرکت تهاجمی برای تصرف منطقه یا حمله به دشمن.

مثال:

Push now!


Rush

نام کامل: Rush

معنی فارسی: حمله سریع و همه‌جانبه.

کاربرد: هجوم ناگهانی برای غافلگیر کردن تیم مقابل.

مثال:

Rush B!


Hold Angle

نام کامل: Hold an Angle

معنی فارسی: نگه داشتن یک زاویه دید.

کاربرد: انتظار کشیدن برای ظاهر شدن دشمن در یک مسیر مشخص.

مثال:

Hold this angle.


Line of Sight (LoS)

نام کامل: Line of Sight

معنی فارسی: خط دید.

کاربرد: مسیر مستقیمی که بازیکن از طریق آن می‌تواند دشمن یا محیط را ببیند.

مثال:

Stay out of his line of sight.


Lineup

نام کامل: Lineup

معنی فارسی: محل یا زاویه از پیش تعیین‌شده برای استفاده از تجهیزات.

کاربرد: بیشتر برای پرتاب دقیق نارنجک، دود یا مهارت‌ها استفاده می‌شود.

مثال:

Learn this smoke lineup.


Utility

نام کامل: Utility

معنی فارسی: تجهیزات تاکتیکی.

کاربرد: شامل نارنجک، دود، فلش، مین یا ابزارهای مشابه که مستقیماً سلاح اصلی نیستند.

مثال:

Save your utility for the final push.


Flash

نام کامل: Flashbang

معنی فارسی: نارنجک نورزا.

کاربرد: با ایجاد نور شدید، دید دشمن را برای چند ثانیه مختل می‌کند.

مثال:

Flash before entering.


Smoke

نام کامل: Smoke Grenade

معنی فارسی: نارنجک دودزا.

کاربرد: برای مسدود کردن دید دشمن یا پوشش حرکت تیم استفاده می‌شود.

مثال:

Smoke the doorway.


Frag Grenade

نام کامل: Fragmentation Grenade

معنی فارسی: نارنجک انفجاری.

کاربرد: نارنجکی که پس از انفجار با ترکش به دشمنان آسیب وارد می‌کند.

مثال:

Throw a frag into the room.


Stun

نام کامل: Stun Grenade

معنی فارسی: نارنجک گیج‌کننده.

کاربرد: حرکت یا واکنش دشمن را برای مدت کوتاهی مختل می‌کند.

مثال:

Stun them before pushing.


Nade

نام کامل: Grenade

معنی فارسی: شکل کوتاه‌شده واژه Grenade (نارنجک).

کاربرد: یکی از رایج‌ترین اصطلاحات بین گیمرها برای اشاره به انواع نارنجک.

مثال:

Watch out, nade!


Cook

نام کامل: Cook a Grenade

معنی فارسی: نگه داشتن نارنجک پیش از پرتاب.

کاربرد: برای کاهش زمان باقی‌مانده تا انفجار پس از پرتاب.

مثال:

Cook the grenade first.


Bounce

نام کامل: Bounce

معنی فارسی: بازتاب دادن نارنجک از روی سطوح.

کاربرد: برای رساندن نارنجک به نقاط غیرقابل دید.

مثال:

Bounce it off the wall.


Ricochet

نام کامل: Ricochet

معنی فارسی: کمانه کردن گلوله.

کاربرد: تغییر مسیر گلوله پس از برخورد به سطح سخت.

مثال:

The bullet ricocheted off the wall.


Armor

نام کامل: Armor

معنی فارسی: زره یا جلیقه محافظ.

کاربرد: میزان آسیب دریافتی از حملات دشمن را کاهش می‌دهد.

مثال:

Buy armor first.


Helmet

نام کامل: Helmet

معنی فارسی: کلاه ایمنی.

کاربرد: از آسیب ناشی از شلیک به سر جلوگیری یا آن را کاهش می‌دهد.

مثال:

Don’t forget your helmet.


Hitbox

نام کامل: Hitbox

معنی فارسی: محدوده برخورد.

کاربرد: بخش نامرئی مدل شخصیت که برخورد گلوله یا ضربه با آن ثبت می‌شود.

مثال:

The head hitbox feels too small.


Hitmarker

نام کامل: Hitmarker

معنی فارسی: نشانگر اصابت.

کاربرد: علامت تصویری یا صوتی که برخورد موفق گلوله به هدف را تأیید می‌کند.

مثال:

I got a hitmarker but no kill.


Friendly Fire

نام کامل: Friendly Fire

معنی فارسی: آسیب زدن به هم‌تیمی.

کاربرد: در برخی بازی‌ها امکان وارد کردن آسیب یا حتی کشتن اعضای تیم خودی وجود دارد.

مثال:

Watch your shots! Friendly fire is on.


Friendly

نام کامل: Friendly

معنی فارسی: هم‌تیمی یا نیروی خودی.

کاربرد: برای اشاره به اعضای تیم خودی در مقابل Enemy استفاده می‌شود.

مثال:

Don’t shoot the friendly.


Hostile

نام کامل: Hostile

معنی فارسی: نیروی متخاصم یا دشمن.

کاربرد: بیشتر در بازی‌های نظامی و شوترهای تاکتیکی برای اشاره به دشمن استفاده می‌شود.

مثال:

Hostile spotted ahead.


Engage

نام کامل: Engage

معنی فارسی: آغاز درگیری.

کاربرد: زمانی که بازیکن یا تیم تصمیم می‌گیرد وارد مبارزه شود.

مثال:

Engage on my signal.


Disengage

نام کامل: Disengage

معنی فارسی: خروج از درگیری.

کاربرد: عقب‌نشینی تاکتیکی برای جلوگیری از کشته شدن یا تغییر موقعیت.

مثال:

Disengage and fall back.


Retreat

نام کامل: Retreat

معنی فارسی: عقب‌نشینی.

کاربرد: ترک موقعیت فعلی برای حفظ جان یا تجدید قوا.

مثال:

Retreat! We’re outnumbered.


Fall Back

نام کامل: Fall Back

معنی فارسی: بازگشت به عقب.

کاربرد: فرمانی برای عقب آمدن و حفظ موقعیت امن‌تر.

مثال:

Fall back to the objective.


Advance

نام کامل: Advance

معنی فارسی: پیشروی.

کاربرد: حرکت به سمت هدف یا موقعیت دشمن.

مثال:

Advance carefully.


Breach

نام کامل: Breach

معنی فارسی: ورود اجباری یا شکستن خط دفاع.

کاربرد: ورود به ساختمان یا اتاق با شکستن در، دیوار یا ایجاد منفذ.

مثال:

Breach the room now.


Breach Charge

نام کامل: Breach Charge

معنی فارسی: خرج انفجاری نفوذ.

کاربرد: وسیله‌ای برای تخریب دیوارها یا درهای قابل انفجار.

مثال:

Place the breach charge.


Clear

نام کامل: Clear

معنی فارسی: پاک‌سازی یا امن بودن منطقه.

کاربرد: اعلام اینکه منطقه یا اتاق بررسی شده و دشمنی در آن وجود ندارد.

مثال:

Room clear.


Secure

نام کامل: Secure

معنی فارسی: ایمن‌سازی یا تصرف.

کاربرد: حفظ کنترل یک منطقه، هدف یا شیء مهم.

مثال:

Secure the objective.


Objective

نام کامل: Objective

معنی فارسی: هدف یا مأموریت.

کاربرد: نقطه یا وظیفه‌ای که برای پیروزی باید انجام شود.

مثال:

Defend the objective.


Capture

نام کامل: Capture

معنی فارسی: تصرف.

کاربرد: به دست گرفتن کنترل یک منطقه، پرچم یا هدف.

مثال:

Capture Point B.


Contest

نام کامل: Contest

معنی فارسی: جلوگیری از تصرف.

کاربرد: حضور در محدوده هدف برای متوقف کردن روند تصرف توسط دشمن.

مثال:

Contest the point!


Zone

نام کامل: Zone

معنی فارسی: منطقه یا ناحیه.

کاربرد: بخش مشخصی از نقشه که اهمیت تاکتیکی یا هدف بازی را تشکیل می‌دهد.

مثال:

Stay inside the zone.


Checkpoint

نام کامل: Checkpoint

معنی فارسی: ایست بازرسی یا نقطه کنترل.

کاربرد: ممکن است محل ذخیره بازی یا نقطه‌ای برای کنترل نقشه باشد.

مثال:

We’ve reached the checkpoint.


Spawn

نام کامل: Spawn

معنی فارسی: محل یا لحظه ظاهر شدن.

کاربرد: نقطه‌ای که بازیکن، دشمن یا آیتم در آن ظاهر می‌شود.

مثال:

Enemies spawned behind us.


Respawn

نام کامل: Respawn

معنی فارسی: ظاهر شدن مجدد پس از مرگ.

کاربرد: بازگشت بازیکن یا دشمن به بازی بعد از کشته شدن.

مثال:

Respawn in five seconds.


Spawn Point

نام کامل: Spawn Point

معنی فارسی: نقطه تولد.

کاربرد: محل مشخصی که شخصیت یا آیتم در آن ظاهر می‌شود.

مثال:

Protect the spawn point.


Spawn Wave

نام کامل: Spawn Wave

معنی فارسی: موج بازگشت بازیکنان.

کاربرد: در برخی بازی‌ها بازیکنان به‌صورت گروهی و در زمان‌های مشخص Respawn می‌شوند.

مثال:

Wait for the next spawn wave.


Spawn Timer

نام کامل: Spawn Timer

معنی فارسی: زمان انتظار برای بازگشت.

کاربرد: مدت زمانی که بازیکن باید قبل از Respawn منتظر بماند.

مثال:

The spawn timer is 15 seconds.


Respawn Beacon

نام کامل: Respawn Beacon

معنی فارسی: ایستگاه احضار مجدد.

کاربرد: وسیله یا نقطه‌ای که هم‌تیمی‌ها را دوباره به مسابقه بازمی‌گرداند.

مثال:

Use the respawn beacon.


Revive

نام کامل: Revive

معنی فارسی: احیا کردن.

کاربرد: بازگرداندن هم‌تیمی از حالت ناتوان به وضعیت قابل بازی.

مثال:

Revive me first.


Revive Timer

نام کامل: Revive Timer

معنی فارسی: زمان مجاز برای احیا.

کاربرد: مدت زمانی که فرصت دارید هم‌تیمی را قبل از مرگ کامل احیا کنید.

مثال:

The revive timer is almost over.


Knocked

نام کامل: Knocked Down

معنی فارسی: زمین‌گیر شده.

کاربرد: حالتی که بازیکن هنوز نمرده اما بدون کمک هم‌تیمی قادر به ادامه بازی نیست. این اصطلاح در بازی‌هایی مانند PUBG، Apex Legends و Warzone بسیار رایج است.

مثال:

I’m knocked. I need a revive.


Strafe

نام کامل: Strafe

معنی فارسی: حرکت جانبی.

کاربرد: حرکت به چپ و راست هنگام درگیری برای سخت‌تر کردن هدف‌گیری توسط دشمن.

مثال:

Keep strafing while shooting.


Counter Strafe

نام کامل: Counter Strafe

معنی فارسی: توقف آنی حرکت جانبی.

کاربرد: تکنیکی برای توقف فوری حرکت و افزایش دقت شلیک، به‌ویژه در Counter-Strike و Valorant.

مثال:

Master counter strafing for better accuracy.


Bunny Hop (BHop)

نام کامل: Bunny Hop

معنی فارسی: پرش‌های متوالی.

کاربرد: تکنیکی برای حفظ یا افزایش سرعت حرکت با زمان‌بندی دقیق پرش‌ها.

مثال:

He can bunny hop across the map.


Air Strafe

نام کامل: Air Strafe

معنی فارسی: تغییر مسیر در هوا.

کاربرد: کنترل جهت حرکت هنگام پرش برای حفظ سرعت یا فرار از تیر دشمن.

مثال:

Practice air strafing.


Slide

نام کامل: Slide

معنی فارسی: سر خوردن.

کاربرد: حرکت سریع روی زمین برای عبور از موانع یا شروع درگیری.

مثال:

Slide into cover.


Slide Cancel

نام کامل: Slide Cancel

معنی فارسی: لغو حرکت سر خوردن.

کاربرد: تکنیکی برای بازیابی سریع کنترل شخصیت و حفظ سرعت حرکت.

مثال:

Slide cancel around the corner.


Dive

نام کامل: Dive

معنی فارسی: شیرجه زدن.

کاربرد: پرتاب کردن بدن به سمت جلو برای جاخالی دادن یا رسیدن سریع به کاور.

مثال:

Dive behind the wall.


Drop Shot

نام کامل: Drop Shot

معنی فارسی: خوابیدن هم‌زمان با شلیک.

کاربرد: تکنیکی برای کاهش احتمال اصابت تیر دشمن در حین درگیری.

مثال:

He won the fight with a dropshot.


Jump Shot

نام کامل: Jump Shot

معنی فارسی: شلیک هنگام پرش.

کاربرد: در برخی بازی‌ها برای غافلگیر کردن دشمن یا عبور از موانع استفاده می‌شود.

مثال:

That jump shot was risky.


Crouch

نام کامل: Crouch

معنی فارسی: نشستن.

کاربرد: کاهش ارتفاع شخصیت برای مخفی شدن یا افزایش دقت شلیک.

مثال:

Crouch before firing.


Prone

نام کامل: Prone

معنی فارسی: دراز کشیدن.

کاربرد: کمترین ارتفاع ممکن برای مخفی شدن یا کاهش دقت دشمن.

مثال:

Go prone in the grass.


Crouch Spam

نام کامل: Crouch Spam

معنی فارسی: نشستن و برخاستن مداوم.

کاربرد: برای سخت‌تر کردن هدف‌گیری دشمن در حین مبارزه.

مثال:

He keeps crouch spamming.


Movement

نام کامل: Movement

معنی فارسی: مهارت حرکت.

کاربرد: به کیفیت جابه‌جایی و کنترل شخصیت در بازی اشاره دارد.

مثال:

His movement is incredible.


Movement Tech

نام کامل: Movement Techniques

معنی فارسی: تکنیک‌های حرکت.

کاربرد: مجموعه‌ای از ترفندها برای حرکت سریع‌تر یا مؤثرتر.

مثال:

Learn advanced movement tech.


Mobility

نام کامل: Mobility

معنی فارسی: چابکی یا تحرک.

کاربرد: توانایی شخصیت یا سلاح در حرکت سریع و تغییر موقعیت.

مثال:

This character has high mobility.


Sprint

نام کامل: Sprint

معنی فارسی: دویدن.

کاربرد: حرکت با بیشترین سرعت ممکن.

مثال:

Sprint to the safe zone.


Tactical Sprint

نام کامل: Tactical Sprint

معنی فارسی: دویدن تاکتیکی.

کاربرد: حالت دویدن سریع‌تر که معمولاً مدت‌زمان محدودی دارد.

مثال:

Use tactical sprint wisely.


Mantle

نام کامل: Mantle

معنی فارسی: بالا رفتن از مانع.

کاربرد: عبور از دیوارها یا موانع کوتاه با استفاده از دست‌ها.

مثال:

Mantle over the fence.


Vault

نام کامل: Vault

معنی فارسی: پریدن از روی مانع.

کاربرد: عبور سریع از پنجره‌ها، نرده‌ها یا موانع مشابه.

مثال:

Vault through the window.


Climb

نام کامل: Climb

معنی فارسی: بالا رفتن.

کاربرد: صعود از نردبان، طناب یا سطوح قابل صعود.

مثال:

Climb the ladder.


Parkour

نام کامل: Parkour

معنی فارسی: پارکور.

کاربرد: حرکت روان و سریع میان موانع با ترکیب پرش، بالا رفتن و سر خوردن.

مثال:

This game has amazing parkour.


Grapple

نام کامل: Grappling Hook

معنی فارسی: قلاب یا قلاب پرتابی.

کاربرد: وسیله‌ای برای کشیدن شخصیت به سمت نقاط دور یا مرتفع.

مثال:

Use your grapple to reach the roof.


Zipline

نام کامل: Zipline

معنی فارسی: زیپ‌لاین.

کاربرد: کابل مخصوص جابه‌جایی سریع بین دو نقطه.

مثال:

Take the zipline.


Fall Damage

نام کامل: Fall Damage

معنی فارسی: آسیب ناشی از سقوط.

کاربرد: آسیبی که در اثر سقوط از ارتفاع به شخصیت وارد می‌شود.

مثال:

Be careful of fall damage.


Fall Off

نام کامل: Damage Falloff

معنی فارسی: کاهش قدرت آسیب با افزایش فاصله.

کاربرد: در بسیاری از بازی‌های شوتر، هرچه فاصله بیشتر باشد، سلاح آسیب کمتری وارد می‌کند.

مثال:

This SMG has heavy damage falloff.


Reload

نام کامل: Reload

معنی فارسی: خشاب‌گذاری مجدد.

کاربرد: جایگزین کردن خشاب خالی یا نیمه‌خالی با خشاب جدید.

مثال:

Cover me, I’m reloading!


Tactical Reload

نام کامل: Tactical Reload

معنی فارسی: خشاب‌گذاری تاکتیکی.

کاربرد: تعویض خشاب قبل از تمام شدن مهمات برای حفظ آمادگی در درگیری.

مثال:

Always tactical reload after a fight.


Empty Reload

نام کامل: Empty Reload

معنی فارسی: خشاب‌گذاری پس از اتمام کامل مهمات.

کاربرد: معمولاً از Tactical Reload زمان بیشتری می‌برد.

مثال:

Don’t get caught in an empty reload.


Magazine

نام کامل: Magazine

معنی فارسی: خشاب.

کاربرد: محفظه نگهداری فشنگ که به سلاح متصل می‌شود.

مثال:

I need a larger magazine.


Ammo

نام کامل: Ammunition

معنی فارسی: مهمات.

کاربرد: گلوله‌ها یا فشنگ‌های موردنیاز برای شلیک سلاح.

مثال:

I’m low on ammo.


Reserve Ammo

نام کامل: Reserve Ammunition

معنی فارسی: مهمات ذخیره.

کاربرد: فشنگ‌هایی که خارج از خشاب فعلی حمل می‌شوند.

مثال:

I have plenty of reserve ammo.


Chamber

نام کامل: Chamber

معنی فارسی: جان‌لوله.

کاربرد: بخشی از سلاح که فشنگ پیش از شلیک در آن قرار می‌گیرد.

مثال:

There’s already a round in the chamber.


Bolt Action

نام کامل: Bolt-Action Rifle

معنی فارسی: سلاح گلنگدنی.

کاربرد: پس از هر شلیک باید گلنگدن به‌صورت دستی کشیده شود.

مثال:

He’s using a bolt-action sniper.


Semi-Auto

نام کامل: Semi-Automatic

معنی فارسی: نیمه‌خودکار.

کاربرد: با هر بار فشردن ماشه فقط یک گلوله شلیک می‌شود.

مثال:

This rifle is semi-auto.


Full Auto

نام کامل: Fully Automatic

معنی فارسی: تمام‌خودکار.

کاربرد: تا زمانی که ماشه نگه داشته شود، سلاح به شلیک ادامه می‌دهد.

مثال:

Switch to full auto.


Fire Rate

نام کامل: Rate of Fire

معنی فارسی: نرخ شلیک.

کاربرد: تعداد گلوله‌هایی که سلاح در مدت مشخص شلیک می‌کند.

مثال:

This SMG has a high fire rate.


Damage

نام کامل: Damage

معنی فارسی: میزان آسیب.

کاربرد: مقدار سلامتی که با هر حمله از دشمن کم می‌شود.

مثال:

This weapon deals massive damage.


DPS

نام کامل: Damage Per Second

معنی فارسی: میزان آسیب در هر ثانیه.

کاربرد: معیاری برای سنجش قدرت واقعی یک سلاح یا شخصیت در طول زمان.

مثال:

This build has excellent DPS.


Critical Hit (Crit)

نام کامل: Critical Hit

معنی فارسی: ضربه بحرانی.

کاربرد: حمله‌ای که آسیب بیشتری نسبت به حالت عادی وارد می‌کند.

مثال:

That was a critical hit!


Critical Chance

نام کامل: Critical Hit Chance

معنی فارسی: شانس ضربه بحرانی.

کاربرد: احتمال اینکه یک حمله به‌صورت Critical ثبت شود.

مثال:

Increase your critical chance.


Penetration

نام کامل: Armor Penetration / Bullet Penetration

معنی فارسی: قدرت نفوذ.

کاربرد: توانایی عبور گلوله از زره یا برخی موانع.

مثال:

This ammo has high penetration.


Effective Range

نام کامل: Effective Range

معنی فارسی: برد مؤثر.

کاربرد: فاصله‌ای که سلاح در آن بیشترین کارایی را دارد.

مثال:

Stay within the effective range.


Muzzle Velocity

نام کامل: Muzzle Velocity

معنی فارسی: سرعت اولیه گلوله.

کاربرد: سرعت خروج گلوله از دهانه سلاح که روی دقت در فواصل دور تأثیر دارد.

مثال:

This sniper has high muzzle velocity.


Bullet Drop

نام کامل: Bullet Drop

معنی فارسی: افت مسیر گلوله.

کاربرد: کاهش ارتفاع مسیر گلوله در اثر جاذبه هنگام شلیک به اهداف دور.

مثال:

Compensate for bullet drop.


Lead

نام کامل: Leading the Shot

معنی فارسی: جلوتر نشانه گرفتن.

کاربرد: هدف‌گیری جلوتر از دشمن در حال حرکت تا گلوله هم‌زمان به او برسد.

مثال:

You need to lead your shots.


Suppressor

نام کامل: Suppressor / Silencer

معنی فارسی: صداخفه‌کن.

کاربرد: صدای شلیک و گاهی میزان دیده شدن روی نقشه را کاهش می‌دهد.

مثال:

Equip the suppressor.


Muzzle Brake

نام کامل: Muzzle Brake

معنی فارسی: ترمز دهانه سلاح.

کاربرد: قطعه‌ای که لگد سلاح را کاهش می‌دهد.

مثال:

The muzzle brake improves recoil control.


Compensator

نام کامل: Compensator

معنی فارسی: جبران‌کننده لگد سلاح.

کاربرد: تجهیزی برای کنترل بهتر پرش عمودی و افقی سلاح.

مثال:

Use a compensator for automatic rifles.


Laser Sight

نام کامل: Laser Sight

معنی فارسی: لیزر نشانه‌گیر.

کاربرد: دقت Hip Fire را افزایش می‌دهد و محل تقریبی هدف را نشان می‌دهد.

مثال:

The laser sight helps at close range.


Scope

نام کامل: Scope

معنی فارسی: دوربین سلاح.

کاربرد: وسیله‌ای برای بزرگ‌نمایی و افزایش دقت هدف‌گیری در فواصل دور.

مثال:

I found a 4x scope.


Prefire

نام کامل: Prefire

معنی فارسی: شلیک پیش‌دستانه.

کاربرد: شلیک به نقطه‌ای که احتمال حضور دشمن در آن زیاد است، پیش از اینکه او را ببینید.

مثال:

Always prefire common angles.


One Tap

نام کامل: One Tap

معنی فارسی: کشتن با یک شلیک دقیق.

کاربرد: معمولاً به هدشات با یک گلوله اشاره دارد، به‌ویژه در Counter-Strike و Valorant.

مثال:

He one-tapped the enemy instantly.


Trade Kill

نام کامل: Trade Kill

معنی فارسی: کشتنِ قاتل هم‌تیمی.

کاربرد: حذف سریع دشمنی که لحظاتی قبل هم‌تیمی شما را کشته است.

مثال:

Nice trade!


Trade Frag

نام کامل: Trade Frag

معنی فارسی: کیل جبرانی.

کاربرد: اصطلاحی هم‌معنی با Trade Kill که بیشتر در شوترهای رقابتی استفاده می‌شود.

مثال:

We got the trade frag.


Entry Fragger

نام کامل: Entry Fragger

معنی فارسی: مهاجم اولیه تیم.

کاربرد: بازیکنی که اولین نفر وارد محل درگیری می‌شود و راه را برای سایر اعضای تیم باز می‌کند.

مثال:

He’s our entry fragger.


Anchor

نام کامل: Anchor

معنی فارسی: مدافع ثابت.

کاربرد: بازیکنی که وظیفه نگه داشتن یک نقطه یا سایت را بر عهده دارد.

مثال:

Stay as the anchor.


Off-Angle

نام کامل: Off-Angle

معنی فارسی: زاویه غیرمنتظره.

کاربرد: قرار گرفتن در موقعیتی که دشمن معمولاً انتظار حضور شما را ندارد.

مثال:

Hold an off-angle.


Pixel Angle

نام کامل: Pixel Angle

معنی فارسی: زاویه بسیار باریک.

کاربرد: زاویه‌ای که فقط بخش کوچکی از دشمن قابل مشاهده است.

مثال:

Watch the pixel angle.


Shoulder Peek

نام کامل: Shoulder Peek

معنی فارسی: بیرون آوردن سریع شانه.

کاربرد: تکنیکی برای گرفتن اطلاعات یا وادار کردن دشمن به شلیک.

مثال:

Shoulder peek before committing.


Jiggle Peek

نام کامل: Jiggle Peek

معنی فارسی: سرک کشیدن رفت‌وبرگشتی.

کاربرد: حرکت سریع به چپ و راست پشت کاور برای کسب اطلاعات بدون درگیری مستقیم.

مثال:

Use a jiggle peek to bait the shot.


Wide Swing

نام کامل: Wide Swing

معنی فارسی: خروج وسیع از کاور.

کاربرد: بیرون آمدن کامل از پشت مانع برای غافلگیر کردن دشمن.

مثال:

He wide swung and won the duel.


Bait

نام کامل: Bait

معنی فارسی: طعمه قرار دادن.

کاربرد: وادار کردن دشمن به واکنش یا آشکار کردن موقعیتش.

مثال:

Use the drone as bait.


Bait and Switch

نام کامل: Bait and Switch

معنی فارسی: طعمه و جابه‌جایی.

کاربرد: تاکتیکی که یک بازیکن دشمن را درگیر می‌کند و هم‌تیمی او را از زاویه دیگری از بین می‌برد.

مثال:

They executed a perfect bait and switch.


Crossfire

نام کامل: Crossfire

معنی فارسی: آتش متقاطع.

کاربرد: قرار گرفتن دو یا چند بازیکن در زوایای مختلف برای تیراندازی هم‌زمان به دشمن.

مثال:

Set up a crossfire.


Pinch

نام کامل: Pinch

معنی فارسی: حمله از دو جهت.

کاربرد: محاصره دشمن با حمله هم‌زمان از چند مسیر.

مثال:

Let’s pinch them from both sides.


Collapse

نام کامل: Collapse

معنی فارسی: هجوم هماهنگ.

کاربرد: نزدیک شدن هم‌زمان اعضای تیم برای حذف یک دشمن یا تصرف هدف.

مثال:

Collapse on the last player.


Rotate

نام کامل: Rotate

معنی فارسی: جابه‌جایی بین نقاط نقشه.

کاربرد: تغییر محل استقرار تیم برای دفاع یا حمله به نقطه‌ای دیگر.

مثال:

Rotate to B site.


Retake

نام کامل: Retake

معنی فارسی: بازپس‌گیری.

کاربرد: تلاش برای تصرف دوباره منطقه‌ای که دشمن کنترل آن را به دست گرفته است.

مثال:

Prepare for the retake.


Hold

نام کامل: Hold

معنی فارسی: حفظ موقعیت.

کاربرد: ماندن در یک نقطه برای دفاع یا جلوگیری از پیشروی دشمن.

مثال:

Hold your position.


Stack

نام کامل: Stack

معنی فارسی: تجمع چند بازیکن در یک نقطه.

کاربرد: متمرکز کردن اعضای تیم برای دفاع یا حمله به یک محل خاص.

مثال:

Let’s stack A.


Split Push

نام کامل: Split Push

معنی فارسی: حمله از چند مسیر.

کاربرد: تقسیم تیم برای ورود هم‌زمان از مسیرهای مختلف.

مثال:

We’ll split push the site.


Timing

نام کامل: Timing

معنی فارسی: زمان‌بندی.

کاربرد: انتخاب بهترین لحظه برای حمله، دفاع یا استفاده از تجهیزات.

مثال:

Your timing was perfect.


Positioning

نام کامل: Positioning

معنی فارسی: جای‌گیری.

کاربرد: انتخاب موقعیت مناسب روی نقشه برای افزایش شانس پیروزی در درگیری.

مثال:

Good positioning wins games.


Game Sense

نام کامل: Game Sense

معنی فارسی: درک و تحلیل شرایط بازی.

کاربرد: توانایی پیش‌بینی حرکات دشمن، تصمیم‌گیری صحیح و استفاده از اطلاعات موجود.

مثال:

His game sense is exceptional.


Mind Game

نام کامل: Mind Game

معنی فارسی: بازی ذهنی.

کاربرد: فریب دادن حریف با حرکات یا تصمیم‌های غیرمنتظره برای وادار کردن او به اشتباه.

مثال:

That was a clever mind game.