اصطلاحات بازی‌های استراتژی و تاکتیکی

۰ نتیجه

Vision

نام کامل: Vision

معنی فارسی: دید نقشه.

کاربرد: توانایی مشاهده بخش‌های مختلف نقشه و آگاهی از موقعیت دشمنان برای تصمیم‌گیری بهتر.

مثال:

We need more vision around the objective.


Fog of War

نام کامل: Fog of War

معنی فارسی: مه جنگ.

کاربرد: بخش‌هایی از نقشه که خارج از میدان دید تیم قرار دارند و اطلاعاتی از آن‌ها در دسترس نیست.

مثال:

The enemy disappeared into the Fog of War.


Ward

نام کامل: Ward

معنی فارسی: وارد (چشم دید).

کاربرد: وسیله‌ای که برای ایجاد Vision در بخشی از نقشه قرار داده می‌شود.

مثال:

Place a ward near Baron.


Observer Ward

نام کامل: Observer Ward

معنی فارسی: وارد دیدبان.

کاربرد: واردی که فقط دید ایجاد می‌کند و دشمنان نامرئی را آشکار نمی‌کند.

مثال:

Place an Observer Ward on the high ground.


Sentry Ward

نام کامل: Sentry Ward

معنی فارسی: وارد آشکارساز.

کاربرد: واردی که علاوه بر ایجاد دید، واحدها و واردهای نامرئی را نیز آشکار می‌کند.

مثال:

Buy a Sentry Ward.


Control Ward

نام کامل: Control Ward

معنی فارسی: وارد کنترل.

کاربرد: نوعی وارد دائمی که دید ایجاد کرده و واردهای دشمن را غیرفعال یا آشکار می‌کند.

مثال:

Clear their vision with a Control Ward.


Reveal

نام کامل: Reveal

معنی فارسی: آشکارسازی.

کاربرد: نمایان کردن دشمنان یا واحدهای نامرئی.

مثال:

Use the spell to reveal invisible enemies.


Detection

نام کامل: Detection

معنی فارسی: شناسایی.

کاربرد: توانایی تشخیص دشمنان مخفی، نامرئی یا استتارشده.

مثال:

Our team lacks detection.


Invisible

نام کامل: Invisible

معنی فارسی: نامرئی.

کاربرد: وضعیتی که شخصیت یا واحد تا زمان آشکار شدن دیده نمی‌شود.

مثال:

The assassin is invisible.


Stealth

نام کامل: Stealth

معنی فارسی: مخفی‌کاری.

کاربرد: مکانیکی که به بازیکن اجازه می‌دهد بدون دیده شدن حرکت کند.

مثال:

Stay in stealth until the fight begins.


Scout

نام کامل: Scout

معنی فارسی: دیده‌بان.

کاربرد: شخصیت، واحد یا ابزاری که برای جمع‌آوری اطلاعات از نقشه استفاده می‌شود.

مثال:

Send a scout ahead.


Scouting

نام کامل: Scouting

معنی فارسی: دیده‌بانی.

کاربرد: عمل بررسی نقشه و کسب اطلاعات از موقعیت یا برنامه دشمن.

مثال:

Good scouting prevents ambushes.


Information

نام کامل: Information

معنی فارسی: اطلاعات.

کاربرد: هرگونه داده‌ای که درباره موقعیت، تجهیزات یا برنامه دشمن به دست می‌آید.

مثال:

Play with the information you have.


Vision Control

نام کامل: Vision Control

معنی فارسی: کنترل دید.

کاربرد: مدیریت دید تیم با ایجاد Vision برای خود و حذف Vision دشمن.

مثال:

Vision control wins games.


Line of Sight (LoS)

نام کامل: Line of Sight

معنی فارسی: خط دید.

کاربرد: مسیر مستقیمی که برای دیدن یا هدف قرار دادن دشمن باید بدون مانع باشد.

مثال:

The wall blocks your line of sight.


Blind Spot

نام کامل: Blind Spot

معنی فارسی: نقطه کور.

کاربرد: بخشی از نقشه که هیچ دیدی نسبت به آن وجود ندارد.

مثال:

Don’t walk into a blind spot.


Face Check

نام کامل: Face Check

معنی فارسی: ورود بدون دید.

کاربرد: وارد شدن به منطقه‌ای بدون داشتن Vision و بدون اطلاع از حضور دشمن.

مثال:

Never face-check that bush.


Bush

نام کامل: Bush

معنی فارسی: بوته.

کاربرد: بخشی از نقشه که معمولاً باعث مخفی شدن شخصیت‌ها از دید دشمن می‌شود.

مثال:

Hide in the bush.


Brush

نام کامل: Brush

معنی فارسی: بوته (نام جایگزین Bush).

کاربرد: اصطلاحی که در برخی بازی‌ها به‌جای Bush استفاده می‌شود.

مثال:

They’re waiting inside the brush.


High Ground

نام کامل: High Ground

معنی فارسی: ارتفاع.

کاربرد: نقطه مرتفع نقشه که معمولاً دید بهتر یا برتری تاکتیکی ایجاد می‌کند.

مثال:

Control the high ground before fighting.


Low Ground

نام کامل: Low Ground

معنی فارسی: ارتفاع پایین.

کاربرد: بخش پایین‌تر نقشه که ممکن است از نظر دید یا موقعیت تاکتیکی ضعیف‌تر باشد.

مثال:

Don’t fight from the low ground.


Ambush

نام کامل: Ambush

معنی فارسی: کمین.

کاربرد: حمله غافلگیرانه به دشمن از موقعیتی پنهان.

مثال:

Prepare an ambush near the objective.


Pick

نام کامل: Pick

معنی فارسی: شکار هدف.

کاربرد: حذف سریع یک بازیکن دشمن پیش از آغاز درگیری اصلی.

مثال:

We got a pick before the teamfight.


Catch

نام کامل: Catch

معنی فارسی: گیر انداختن.

کاربرد: گرفتار کردن یک بازیکن دشمن خارج از موقعیت امن یا دور از تیمش.

مثال:

Nice catch on their support.


Vision Denial

نام کامل: Vision Denial

معنی فارسی: سلب دید.

کاربرد: از بین بردن یا محدود کردن اطلاعات دشمن با حذف واردها یا جلوگیری از کسب Vision.

مثال:

Vision denial is essential before taking Baron.


Lane Priority (Lane Prio)

نام کامل: Lane Priority

معنی فارسی: برتری لاین.

کاربرد: وضعیتی که بازیکن یا تیم می‌تواند زودتر از حریف موج مینیون‌ها را پاک‌سازی کرده و برای کمک به سایر نقاط نقشه یا تصاحب Objectiveها آزاد شود.

مثال:

We have lane priority. Rotate to Dragon.


Tempo

نام کامل: Tempo

معنی فارسی: ریتم بازی.

کاربرد: حفظ ابتکار عمل و وادار کردن تیم مقابل به واکنش، به‌جای اینکه خودتان مجبور به پاسخ دادن باشید.

مثال:

Don’t lose the tempo.


Slow Push

نام کامل: Slow Push

معنی فارسی: پیشروی آهسته موج.

کاربرد: مدیریت موج مینیون‌ها به‌گونه‌ای که به‌تدریج بزرگ‌تر شده و فشار بیشتری روی لاین ایجاد کند.

مثال:

Start a slow push before Baron spawns.


Fast Push

نام کامل: Fast Push

معنی فارسی: پیشروی سریع موج.

کاربرد: پاک‌سازی سریع موج مینیون‌ها برای رسیدن سریع‌تر به برج یا ایجاد فرصت جابه‌جایی.

مثال:

Fast push the lane and rotate.


Proxy Farming

نام کامل: Proxy Farming

معنی فارسی: فارم پشت خطوط دشمن.

کاربرد: کشتن موج مینیون‌ها پیش از رسیدن آن‌ها به لاین، معمولاً پشت برج دشمن، برای ایجاد فشار و از بین بردن زمان حریف.

مثال:

He’s proxy farming behind the turret.


Wave Management

نام کامل: Wave Management

معنی فارسی: مدیریت موج.

کاربرد: کنترل وضعیت موج مینیون‌ها برای ایجاد برتری تاکتیکی، جلوگیری از فارم حریف یا آماده‌سازی Objectiveها.

مثال:

Wave management separates good players from great players.


Cross Map Play

نام کامل: Cross Map Play

معنی فارسی: بازی متقابل در نقشه.

کاربرد: پاسخ دادن به اقدام حریف در یک سمت نقشه با گرفتن هدفی دیگر در سمت مقابل.

مثال:

Instead of defending, they made a cross-map play.


Objective Trade

نام کامل: Objective Trade

معنی فارسی: تبادل هدف.

کاربرد: واگذار کردن یک Objective برای به دست آوردن Objective مهم دیگری.

مثال:

We traded Dragon for Baron.


Resource Denial

نام کامل: Resource Denial

معنی فارسی: محروم‌سازی از منابع.

کاربرد: جلوگیری از دسترسی حریف به طلا، تجربه، فارم یا منابع مهم نقشه.

مثال:

Deny the enemy’s resources whenever possible.


Rotation Window

نام کامل: Rotation Window

معنی فارسی: فرصت جابه‌جایی.

کاربرد: بازه زمانی مناسبی که بازیکن می‌تواند بدون از دست دادن برتری، لاین خود را ترک کرده و به نقطه دیگری از نقشه برود.

مثال:

Use the rotation window to help mid lane.


Contest

نام کامل: Contest

معنی فارسی: رقابت بر سر هدف.

کاربرد: تلاش برای جلوگیری از تصاحب یک Objective توسط تیم مقابل.

مثال:

Contest the next Dragon.


Uncontested

نام کامل: Uncontested

معنی فارسی: بدون رقابت.

کاربرد: زمانی که یک تیم بدون مزاحمت یا درگیری، یک Objective را تصاحب می‌کند.

مثال:

They secured Baron uncontested.


Engage

نام کامل: Engage

معنی فارسی: آغاز درگیری.

کاربرد: شروع یک نبرد تیمی یا حمله هماهنگ به تیم مقابل، معمولاً توسط بازیکنی که قابلیت آغاز مبارزه را دارد.

مثال:

Wait for our tank to engage.


Disengage

نام کامل: Disengage

معنی فارسی: خروج از درگیری.

کاربرد: عقب‌نشینی سازمان‌یافته از یک مبارزه برای جلوگیری از تلفات یا تغییر موقعیت.

مثال:

Disengage before it’s too late.


Peel

نام کامل: Peel

معنی فارسی: محافظت از هم‌تیمی.

کاربرد: دور کردن یا متوقف کردن دشمنانی که قصد حمله به هم‌تیمی‌های آسیب‌پذیر را دارند.

مثال:

Peel for the ADC.


Frontline

نام کامل: Frontline

معنی فارسی: خط مقدم.

کاربرد: بازیکنان مقاومی که در جلوی تیم قرار گرفته و ضربات اولیه دشمن را جذب می‌کنند.

مثال:

The frontline is collapsing.


Backline

نام کامل: Backline

معنی فارسی: خط عقب.

کاربرد: محل قرارگیری شخصیت‌های آسیب‌پذیر مانند Damage Dealerها یا Supportها که باید از آن‌ها محافظت شود.

مثال:

The assassin reached our backline.


Focus Fire

نام کامل: Focus Fire

معنی فارسی: تمرکز آتش.

کاربرد: حمله هم‌زمان چند بازیکن به یک هدف مشخص برای حذف سریع آن.

مثال:

Focus fire on their carry.


Target Priority

نام کامل: Target Priority

معنی فارسی: اولویت هدف.

کاربرد: تعیین اینکه کدام دشمن باید در یک درگیری زودتر هدف قرار بگیرد.

مثال:

Know your target priority before engaging.


Flank

نام کامل: Flank

معنی فارسی: حمله از جناح.

کاربرد: نزدیک شدن به دشمن از کنار یا پشت برای غافلگیر کردن او.

مثال:

Our jungler found a perfect flank.


Collapse

نام کامل: Collapse

معنی فارسی: یورش هماهنگ.

کاربرد: حرکت هم‌زمان چند عضو تیم به سمت یک هدف یا منطقه برای محاصره و حذف دشمن.

مثال:

Collapse on the isolated enemy.


Kite / Kiting

نام کامل: Kiting

معنی فارسی: حمله همراه با فاصله‌گیری.

کاربرد: حمله به دشمن در حالی که هم‌زمان از او فاصله گرفته می‌شود تا از دریافت آسیب جلوگیری شود.

مثال:

Kite the boss to avoid damage.


Zoning

نام کامل: Zoning

معنی فارسی: منطقه‌بندی.

کاربرد: محدود کردن فضای حرکت دشمن و وادار کردن او به عقب‌نشینی یا از دست دادن منابع.

مثال:

The tank is zoning the enemy team.


Bait

نام کامل: Bait

معنی فارسی: طعمه‌گذاری.

کاربرد: فریب دادن دشمن برای کشاندن او به موقعیتی که تیم بتواند او را غافلگیر کند.

مثال:

Don’t chase him, it’s a bait.


Snowball

نام کامل: Snowball

معنی فارسی: برتری تصاعدی.

کاربرد: شرایطی که یک تیم یا بازیکن پس از کسب برتری اولیه، به‌مرور فاصله خود را با حریف بیشتر می‌کند و کنترل بازی را در دست می‌گیرد.

مثال:

They started snowballing after the first teamfight.


Scaling

نام کامل: Scaling

معنی فارسی: رشد تدریجی قدرت.

کاربرد: میزان قوی‌تر شدن یک شخصیت یا تیم در طول بازی با افزایش Level، آیتم یا منابع.

مثال:

This champion has excellent late-game scaling.


Power Spike

نام کامل: Power Spike

معنی فارسی: جهش قدرت.

کاربرد: مقطعی از بازی که شخصیت با رسیدن به Level، آیتم یا مهارت خاص، ناگهان بسیار قدرتمندتر می‌شود.

مثال:

Wait until your power spike before fighting.


Win Condition

نام کامل: Win Condition

معنی فارسی: شرط پیروزی.

کاربرد: مهم‌ترین عامل یا استراتژی که تیم باید برای افزایش شانس پیروزی روی آن تمرکز کند.

مثال:

Protecting our carry is our win condition.


Comeback

نام کامل: Comeback

معنی فارسی: بازگشت به بازی.

کاربرد: جبران اختلاف و تغییر نتیجه مسابقه پس از عقب بودن از حریف.

مثال:

What an incredible comeback!


Throw

نام کامل: Throw

معنی فارسی: از دست دادن برد.

کاربرد: از دست دادن برتری یا شکست خوردن به دلیل تصمیم‌های اشتباه، با وجود اینکه تیم در موقعیت برد قرار داشته است.

مثال:

We threw the game at the final fight.


Reset

نام کامل: Reset

معنی فارسی: بازتنظیم.

کاربرد: پایان دادن موقت به فشار یا درگیری برای بازگشت به پایگاه، خرید آیتم، بازیابی منابع یا آماده شدن برای هدف بعدی.

مثال:

Let’s reset before Dragon spawns.


Siege

نام کامل: Siege

معنی فارسی: محاصره.

کاربرد: اعمال فشار تدریجی برای تخریب برج‌ها یا ساختمان‌های دفاعی دشمن، بدون ورود به درگیری مستقیم.

مثال:

Our composition is great for sieging.


Backdoor

نام کامل: Backdoor

معنی فارسی: حمله از مسیر غیرمنتظره.

کاربرد: حمله مستقیم به ساختمان‌های اصلی دشمن، معمولاً زمانی که تیم مقابل در نقطه دیگری از نقشه مشغول درگیری است.

مثال:

They won with a backdoor.


Base Race

نام کامل: Base Race

معنی فارسی: رقابت برای نابودی پایگاه.

کاربرد: وضعیتی که هر دو تیم هم‌زمان تلاش می‌کنند پیش از بازگشت حریف، پایگاه یکدیگر را نابود کنند.

مثال:

It’s a base race!


Overextend

نام کامل: Overextend

معنی فارسی: پیشروی بیش از حد.

کاربرد: جلو رفتن بیش از اندازه و قرار گرفتن در موقعیتی که احتمال گرفتار شدن یا کشته شدن زیاد است.

مثال:

Don’t overextend without vision.


Punish

نام کامل: Punish

معنی فارسی: مجازات کردن اشتباه حریف.

کاربرد: استفاده از اشتباه یا موقعیت نامناسب دشمن برای کسب برتری.

مثال:

Let’s punish their positioning.