اصطلاحات بازیهای استراتژی و تاکتیکی
Vision
نام کامل: Vision
معنی فارسی: دید نقشه.
کاربرد: توانایی مشاهده بخشهای مختلف نقشه و آگاهی از موقعیت دشمنان برای تصمیمگیری بهتر.
مثال:
We need more vision around the objective.
Fog of War
نام کامل: Fog of War
معنی فارسی: مه جنگ.
کاربرد: بخشهایی از نقشه که خارج از میدان دید تیم قرار دارند و اطلاعاتی از آنها در دسترس نیست.
مثال:
The enemy disappeared into the Fog of War.
Ward
نام کامل: Ward
معنی فارسی: وارد (چشم دید).
کاربرد: وسیلهای که برای ایجاد Vision در بخشی از نقشه قرار داده میشود.
مثال:
Place a ward near Baron.
Observer Ward
نام کامل: Observer Ward
معنی فارسی: وارد دیدبان.
کاربرد: واردی که فقط دید ایجاد میکند و دشمنان نامرئی را آشکار نمیکند.
مثال:
Place an Observer Ward on the high ground.
Sentry Ward
نام کامل: Sentry Ward
معنی فارسی: وارد آشکارساز.
کاربرد: واردی که علاوه بر ایجاد دید، واحدها و واردهای نامرئی را نیز آشکار میکند.
مثال:
Buy a Sentry Ward.
Control Ward
نام کامل: Control Ward
معنی فارسی: وارد کنترل.
کاربرد: نوعی وارد دائمی که دید ایجاد کرده و واردهای دشمن را غیرفعال یا آشکار میکند.
مثال:
Clear their vision with a Control Ward.
Reveal
نام کامل: Reveal
معنی فارسی: آشکارسازی.
کاربرد: نمایان کردن دشمنان یا واحدهای نامرئی.
مثال:
Use the spell to reveal invisible enemies.
Detection
نام کامل: Detection
معنی فارسی: شناسایی.
کاربرد: توانایی تشخیص دشمنان مخفی، نامرئی یا استتارشده.
مثال:
Our team lacks detection.
Invisible
نام کامل: Invisible
معنی فارسی: نامرئی.
کاربرد: وضعیتی که شخصیت یا واحد تا زمان آشکار شدن دیده نمیشود.
مثال:
The assassin is invisible.
Stealth
نام کامل: Stealth
معنی فارسی: مخفیکاری.
کاربرد: مکانیکی که به بازیکن اجازه میدهد بدون دیده شدن حرکت کند.
مثال:
Stay in stealth until the fight begins.
Scout
نام کامل: Scout
معنی فارسی: دیدهبان.
کاربرد: شخصیت، واحد یا ابزاری که برای جمعآوری اطلاعات از نقشه استفاده میشود.
مثال:
Send a scout ahead.
Scouting
نام کامل: Scouting
معنی فارسی: دیدهبانی.
کاربرد: عمل بررسی نقشه و کسب اطلاعات از موقعیت یا برنامه دشمن.
مثال:
Good scouting prevents ambushes.
Information
نام کامل: Information
معنی فارسی: اطلاعات.
کاربرد: هرگونه دادهای که درباره موقعیت، تجهیزات یا برنامه دشمن به دست میآید.
مثال:
Play with the information you have.
Vision Control
نام کامل: Vision Control
معنی فارسی: کنترل دید.
کاربرد: مدیریت دید تیم با ایجاد Vision برای خود و حذف Vision دشمن.
مثال:
Vision control wins games.
Line of Sight (LoS)
نام کامل: Line of Sight
معنی فارسی: خط دید.
کاربرد: مسیر مستقیمی که برای دیدن یا هدف قرار دادن دشمن باید بدون مانع باشد.
مثال:
The wall blocks your line of sight.
Blind Spot
نام کامل: Blind Spot
معنی فارسی: نقطه کور.
کاربرد: بخشی از نقشه که هیچ دیدی نسبت به آن وجود ندارد.
مثال:
Don’t walk into a blind spot.
Face Check
نام کامل: Face Check
معنی فارسی: ورود بدون دید.
کاربرد: وارد شدن به منطقهای بدون داشتن Vision و بدون اطلاع از حضور دشمن.
مثال:
Never face-check that bush.
Bush
نام کامل: Bush
معنی فارسی: بوته.
کاربرد: بخشی از نقشه که معمولاً باعث مخفی شدن شخصیتها از دید دشمن میشود.
مثال:
Hide in the bush.
Brush
نام کامل: Brush
معنی فارسی: بوته (نام جایگزین Bush).
کاربرد: اصطلاحی که در برخی بازیها بهجای Bush استفاده میشود.
مثال:
They’re waiting inside the brush.
High Ground
نام کامل: High Ground
معنی فارسی: ارتفاع.
کاربرد: نقطه مرتفع نقشه که معمولاً دید بهتر یا برتری تاکتیکی ایجاد میکند.
مثال:
Control the high ground before fighting.
Low Ground
نام کامل: Low Ground
معنی فارسی: ارتفاع پایین.
کاربرد: بخش پایینتر نقشه که ممکن است از نظر دید یا موقعیت تاکتیکی ضعیفتر باشد.
مثال:
Don’t fight from the low ground.
Ambush
نام کامل: Ambush
معنی فارسی: کمین.
کاربرد: حمله غافلگیرانه به دشمن از موقعیتی پنهان.
مثال:
Prepare an ambush near the objective.
Pick
نام کامل: Pick
معنی فارسی: شکار هدف.
کاربرد: حذف سریع یک بازیکن دشمن پیش از آغاز درگیری اصلی.
مثال:
We got a pick before the teamfight.
Catch
نام کامل: Catch
معنی فارسی: گیر انداختن.
کاربرد: گرفتار کردن یک بازیکن دشمن خارج از موقعیت امن یا دور از تیمش.
مثال:
Nice catch on their support.
Vision Denial
نام کامل: Vision Denial
معنی فارسی: سلب دید.
کاربرد: از بین بردن یا محدود کردن اطلاعات دشمن با حذف واردها یا جلوگیری از کسب Vision.
مثال:
Vision denial is essential before taking Baron.
Lane Priority (Lane Prio)
نام کامل: Lane Priority
معنی فارسی: برتری لاین.
کاربرد: وضعیتی که بازیکن یا تیم میتواند زودتر از حریف موج مینیونها را پاکسازی کرده و برای کمک به سایر نقاط نقشه یا تصاحب Objectiveها آزاد شود.
مثال:
We have lane priority. Rotate to Dragon.
Tempo
نام کامل: Tempo
معنی فارسی: ریتم بازی.
کاربرد: حفظ ابتکار عمل و وادار کردن تیم مقابل به واکنش، بهجای اینکه خودتان مجبور به پاسخ دادن باشید.
مثال:
Don’t lose the tempo.
Slow Push
نام کامل: Slow Push
معنی فارسی: پیشروی آهسته موج.
کاربرد: مدیریت موج مینیونها بهگونهای که بهتدریج بزرگتر شده و فشار بیشتری روی لاین ایجاد کند.
مثال:
Start a slow push before Baron spawns.
Fast Push
نام کامل: Fast Push
معنی فارسی: پیشروی سریع موج.
کاربرد: پاکسازی سریع موج مینیونها برای رسیدن سریعتر به برج یا ایجاد فرصت جابهجایی.
مثال:
Fast push the lane and rotate.
Proxy Farming
نام کامل: Proxy Farming
معنی فارسی: فارم پشت خطوط دشمن.
کاربرد: کشتن موج مینیونها پیش از رسیدن آنها به لاین، معمولاً پشت برج دشمن، برای ایجاد فشار و از بین بردن زمان حریف.
مثال:
He’s proxy farming behind the turret.
Wave Management
نام کامل: Wave Management
معنی فارسی: مدیریت موج.
کاربرد: کنترل وضعیت موج مینیونها برای ایجاد برتری تاکتیکی، جلوگیری از فارم حریف یا آمادهسازی Objectiveها.
مثال:
Wave management separates good players from great players.
Cross Map Play
نام کامل: Cross Map Play
معنی فارسی: بازی متقابل در نقشه.
کاربرد: پاسخ دادن به اقدام حریف در یک سمت نقشه با گرفتن هدفی دیگر در سمت مقابل.
مثال:
Instead of defending, they made a cross-map play.
Objective Trade
نام کامل: Objective Trade
معنی فارسی: تبادل هدف.
کاربرد: واگذار کردن یک Objective برای به دست آوردن Objective مهم دیگری.
مثال:
We traded Dragon for Baron.
Resource Denial
نام کامل: Resource Denial
معنی فارسی: محرومسازی از منابع.
کاربرد: جلوگیری از دسترسی حریف به طلا، تجربه، فارم یا منابع مهم نقشه.
مثال:
Deny the enemy’s resources whenever possible.
Rotation Window
نام کامل: Rotation Window
معنی فارسی: فرصت جابهجایی.
کاربرد: بازه زمانی مناسبی که بازیکن میتواند بدون از دست دادن برتری، لاین خود را ترک کرده و به نقطه دیگری از نقشه برود.
مثال:
Use the rotation window to help mid lane.
Contest
نام کامل: Contest
معنی فارسی: رقابت بر سر هدف.
کاربرد: تلاش برای جلوگیری از تصاحب یک Objective توسط تیم مقابل.
مثال:
Contest the next Dragon.
Uncontested
نام کامل: Uncontested
معنی فارسی: بدون رقابت.
کاربرد: زمانی که یک تیم بدون مزاحمت یا درگیری، یک Objective را تصاحب میکند.
مثال:
They secured Baron uncontested.
Engage
نام کامل: Engage
معنی فارسی: آغاز درگیری.
کاربرد: شروع یک نبرد تیمی یا حمله هماهنگ به تیم مقابل، معمولاً توسط بازیکنی که قابلیت آغاز مبارزه را دارد.
مثال:
Wait for our tank to engage.
Disengage
نام کامل: Disengage
معنی فارسی: خروج از درگیری.
کاربرد: عقبنشینی سازمانیافته از یک مبارزه برای جلوگیری از تلفات یا تغییر موقعیت.
مثال:
Disengage before it’s too late.
Peel
نام کامل: Peel
معنی فارسی: محافظت از همتیمی.
کاربرد: دور کردن یا متوقف کردن دشمنانی که قصد حمله به همتیمیهای آسیبپذیر را دارند.
مثال:
Peel for the ADC.
Frontline
نام کامل: Frontline
معنی فارسی: خط مقدم.
کاربرد: بازیکنان مقاومی که در جلوی تیم قرار گرفته و ضربات اولیه دشمن را جذب میکنند.
مثال:
The frontline is collapsing.
Backline
نام کامل: Backline
معنی فارسی: خط عقب.
کاربرد: محل قرارگیری شخصیتهای آسیبپذیر مانند Damage Dealerها یا Supportها که باید از آنها محافظت شود.
مثال:
The assassin reached our backline.
Focus Fire
نام کامل: Focus Fire
معنی فارسی: تمرکز آتش.
کاربرد: حمله همزمان چند بازیکن به یک هدف مشخص برای حذف سریع آن.
مثال:
Focus fire on their carry.
Target Priority
نام کامل: Target Priority
معنی فارسی: اولویت هدف.
کاربرد: تعیین اینکه کدام دشمن باید در یک درگیری زودتر هدف قرار بگیرد.
مثال:
Know your target priority before engaging.
Flank
نام کامل: Flank
معنی فارسی: حمله از جناح.
کاربرد: نزدیک شدن به دشمن از کنار یا پشت برای غافلگیر کردن او.
مثال:
Our jungler found a perfect flank.
Collapse
نام کامل: Collapse
معنی فارسی: یورش هماهنگ.
کاربرد: حرکت همزمان چند عضو تیم به سمت یک هدف یا منطقه برای محاصره و حذف دشمن.
مثال:
Collapse on the isolated enemy.
Kite / Kiting
نام کامل: Kiting
معنی فارسی: حمله همراه با فاصلهگیری.
کاربرد: حمله به دشمن در حالی که همزمان از او فاصله گرفته میشود تا از دریافت آسیب جلوگیری شود.
مثال:
Kite the boss to avoid damage.
Zoning
نام کامل: Zoning
معنی فارسی: منطقهبندی.
کاربرد: محدود کردن فضای حرکت دشمن و وادار کردن او به عقبنشینی یا از دست دادن منابع.
مثال:
The tank is zoning the enemy team.
Bait
نام کامل: Bait
معنی فارسی: طعمهگذاری.
کاربرد: فریب دادن دشمن برای کشاندن او به موقعیتی که تیم بتواند او را غافلگیر کند.
مثال:
Don’t chase him, it’s a bait.
Snowball
نام کامل: Snowball
معنی فارسی: برتری تصاعدی.
کاربرد: شرایطی که یک تیم یا بازیکن پس از کسب برتری اولیه، بهمرور فاصله خود را با حریف بیشتر میکند و کنترل بازی را در دست میگیرد.
مثال:
They started snowballing after the first teamfight.
Scaling
نام کامل: Scaling
معنی فارسی: رشد تدریجی قدرت.
کاربرد: میزان قویتر شدن یک شخصیت یا تیم در طول بازی با افزایش Level، آیتم یا منابع.
مثال:
This champion has excellent late-game scaling.
Power Spike
نام کامل: Power Spike
معنی فارسی: جهش قدرت.
کاربرد: مقطعی از بازی که شخصیت با رسیدن به Level، آیتم یا مهارت خاص، ناگهان بسیار قدرتمندتر میشود.
مثال:
Wait until your power spike before fighting.
Win Condition
نام کامل: Win Condition
معنی فارسی: شرط پیروزی.
کاربرد: مهمترین عامل یا استراتژی که تیم باید برای افزایش شانس پیروزی روی آن تمرکز کند.
مثال:
Protecting our carry is our win condition.
Comeback
نام کامل: Comeback
معنی فارسی: بازگشت به بازی.
کاربرد: جبران اختلاف و تغییر نتیجه مسابقه پس از عقب بودن از حریف.
مثال:
What an incredible comeback!
Throw
نام کامل: Throw
معنی فارسی: از دست دادن برد.
کاربرد: از دست دادن برتری یا شکست خوردن به دلیل تصمیمهای اشتباه، با وجود اینکه تیم در موقعیت برد قرار داشته است.
مثال:
We threw the game at the final fight.
Reset
نام کامل: Reset
معنی فارسی: بازتنظیم.
کاربرد: پایان دادن موقت به فشار یا درگیری برای بازگشت به پایگاه، خرید آیتم، بازیابی منابع یا آماده شدن برای هدف بعدی.
مثال:
Let’s reset before Dragon spawns.
Siege
نام کامل: Siege
معنی فارسی: محاصره.
کاربرد: اعمال فشار تدریجی برای تخریب برجها یا ساختمانهای دفاعی دشمن، بدون ورود به درگیری مستقیم.
مثال:
Our composition is great for sieging.
Backdoor
نام کامل: Backdoor
معنی فارسی: حمله از مسیر غیرمنتظره.
کاربرد: حمله مستقیم به ساختمانهای اصلی دشمن، معمولاً زمانی که تیم مقابل در نقطه دیگری از نقشه مشغول درگیری است.
مثال:
They won with a backdoor.
Base Race
نام کامل: Base Race
معنی فارسی: رقابت برای نابودی پایگاه.
کاربرد: وضعیتی که هر دو تیم همزمان تلاش میکنند پیش از بازگشت حریف، پایگاه یکدیگر را نابود کنند.
مثال:
It’s a base race!
Overextend
نام کامل: Overextend
معنی فارسی: پیشروی بیش از حد.
کاربرد: جلو رفتن بیش از اندازه و قرار گرفتن در موقعیتی که احتمال گرفتار شدن یا کشته شدن زیاد است.
مثال:
Don’t overextend without vision.
Punish
نام کامل: Punish
معنی فارسی: مجازات کردن اشتباه حریف.
کاربرد: استفاده از اشتباه یا موقعیت نامناسب دشمن برای کسب برتری.
مثال:
Let’s punish their positioning.