اصطلاحات بازی‌های نقش‌آفرینی

۰ نتیجه

RPG

نام کامل: Role-Playing Game

معنی فارسی: بازی نقش‌آفرینی.

کاربرد: ژانری از بازی‌ها که در آن بازیکن کنترل یک یا چند شخصیت را بر عهده دارد و با پیشرفت، ارتقای مهارت‌ها، انجام مأموریت‌ها و توسعه شخصیت، داستان را دنبال می‌کند.

مثال:

I mostly play RPG games.


XP

نام کامل: Experience Points

معنی فارسی: امتیاز تجربه.

کاربرد: با انجام مأموریت‌ها، شکست دادن دشمنان یا فعالیت‌های مختلف به دست می‌آید و برای افزایش Level استفاده می‌شود.

مثال:

You earned 500 XP.


EXP

نام کامل: Experience

معنی فارسی: تجربه (مخفف Experience).

کاربرد: در بسیاری از بازی‌های ژاپنی و کلاسیک به‌جای XP استفاده می‌شود.

مثال:

This quest gives a lot of EXP.


Level (Lvl)

نام کامل: Level

معنی فارسی: سطح شخصیت.

کاربرد: نشان‌دهنده میزان پیشرفت و قدرت شخصیت در بازی است.

مثال:

My character reached level 50.


Level Up

نام کامل: Level Up

معنی فارسی: ارتقای سطح.

کاربرد: افزایش Level پس از کسب XP کافی.

مثال:

I finally leveled up.


Max Level

نام کامل: Maximum Level

معنی فارسی: حداکثر سطح.

کاربرد: بالاترین سطحی که شخصیت می‌تواند به آن برسد.

مثال:

She’s already at max level.


Skill

نام کامل: Skill

معنی فارسی: مهارت.

کاربرد: توانایی ویژه‌ای که شخصیت می‌تواند در مبارزه یا انجام فعالیت‌ها از آن استفاده کند.

مثال:

Unlock a new skill.


Skill Tree

نام کامل: Skill Tree

معنی فارسی: درخت مهارت.

کاربرد: ساختاری برای ارتقای مهارت‌ها و انتخاب مسیر پیشرفت شخصیت.

مثال:

Complete your skill tree.


Skill Point

نام کامل: Skill Point

معنی فارسی: امتیاز مهارت.

کاربرد: برای فعال کردن یا ارتقای Skillها مصرف می‌شود.

مثال:

Spend your skill points wisely.


Attribute

نام کامل: Attribute

معنی فارسی: ویژگی یا مشخصه.

کاربرد: ویژگی‌های پایه شخصیت مانند قدرت، هوش، چابکی یا استقامت.

مثال:

Increase your strength attribute.


Stat

نام کامل: Statistic

معنی فارسی: آمار یا مشخصه.

کاربرد: به تمام ویژگی‌های عددی شخصیت یا تجهیزات گفته می‌شود.

مثال:

This armor has better stats.


Strength (STR)

نام کامل: Strength

معنی فارسی: قدرت.

کاربرد: معمولاً میزان آسیب حملات فیزیکی را افزایش می‌دهد.

مثال:

Add points to Strength.


Dexterity (DEX)

نام کامل: Dexterity

معنی فارسی: چابکی.

کاربرد: روی سرعت، دقت یا استفاده از برخی سلاح‌ها تأثیر می‌گذارد.

مثال:

This weapon scales with Dexterity.


Intelligence (INT)

نام کامل: Intelligence

معنی فارسی: هوش.

کاربرد: معمولاً قدرت جادوها یا مهارت‌های جادویی را افزایش می‌دهد.

مثال:

Increase your Intelligence.


Vitality (VIT)

نام کامل: Vitality

معنی فارسی: سرزندگی یا بنیه.

کاربرد: مقدار سلامتی یا مقاومت شخصیت را افزایش می‌دهد.

مثال:

Vitality keeps you alive longer.


Endurance

نام کامل: Endurance

معنی فارسی: استقامت.

کاربرد: روی استقامت، حمل تجهیزات یا مصرف Stamina تأثیر دارد.

مثال:

Upgrade your Endurance.


Luck (LUK)

نام کامل: Luck

معنی فارسی: شانس.

کاربرد: احتمال یافتن آیتم‌های کمیاب یا ثبت ضربات بحرانی را افزایش می‌دهد.

مثال:

Luck affects rare drops.


HP

نام کامل: Health Points / Hit Points

معنی فارسی: امتیاز سلامتی.

کاربرد: میزان جان شخصیت را نشان می‌دهد.

مثال:

My HP is almost gone.


MP

نام کامل: Mana Points / Magic Points

معنی فارسی: امتیاز مانا.

کاربرد: برای استفاده از جادوها و برخی مهارت‌های ویژه مصرف می‌شود.

مثال:

I’m out of MP.


SP

نام کامل: Skill Points / Stamina Points (بسته به بازی)

معنی فارسی: امتیاز مهارت یا استقامت.

کاربرد: معنی آن بسته به سیستم هر بازی متفاوت است.

مثال:

I don’t have enough SP.


Stamina

نام کامل: Stamina

معنی فارسی: استقامت.

کاربرد: منبعی که برای دویدن، جاخالی دادن، حمله یا دفاع مصرف می‌شود.

مثال:

Save your stamina.


Mana

نام کامل: Mana

معنی فارسی: مانا.

کاربرد: انرژی موردنیاز برای اجرای جادوها و مهارت‌های جادویی.

مثال:

You’re low on mana.


Energy

نام کامل: Energy

معنی فارسی: انرژی.

کاربرد: منبعی که برخی شخصیت‌ها یا کلاس‌ها به‌جای Mana از آن استفاده می‌کنند.

مثال:

My energy regenerates quickly.


Cooldown (CD)

نام کامل: Cooldown

معنی فارسی: زمان انتظار برای استفاده مجدد.

کاربرد: مدت زمانی که باید پس از استفاده از یک مهارت یا آیتم صبر کرد.

مثال:

The skill is on cooldown.


Global Cooldown (GCD)

نام کامل: Global Cooldown

معنی فارسی: زمان انتظار سراسری.

کاربرد: مکانیزمی که پس از استفاده از یک مهارت، برای مدت کوتاهی استفاده از سایر مهارت‌ها را نیز محدود می‌کند.

مثال:

Wait for the global cooldown.


Quest

نام کامل: Quest

معنی فارسی: مأموریت.

کاربرد: وظیفه یا هدفی که بازیکن برای پیشبرد داستان یا دریافت پاداش انجام می‌دهد.

مثال:

I just accepted a new quest.


Main Quest

نام کامل: Main Quest

معنی فارسی: مأموریت اصلی.

کاربرد: مأموریت‌هایی که مستقیماً روند داستان اصلی بازی را پیش می‌برند.

مثال:

Finish the main quest first.


Side Quest

نام کامل: Side Quest

معنی فارسی: مأموریت فرعی.

کاربرد: مأموریت‌های اختیاری که معمولاً پاداش، آیتم یا تجربه اضافی می‌دهند.

مثال:

I completed every side quest.


Quest Log

نام کامل: Quest Log

معنی فارسی: دفترچه مأموریت‌ها.

کاربرد: بخشی از رابط کاربری که مأموریت‌های فعال و تکمیل‌شده را نمایش می‌دهد.

مثال:

Check your quest log.


Objective Marker

نام کامل: Objective Marker

معنی فارسی: نشانگر هدف.

کاربرد: علامتی روی نقشه یا صفحه که محل انجام مأموریت را مشخص می‌کند.

مثال:

Follow the objective marker.


NPC

نام کامل: Non-Player Character

معنی فارسی: شخصیت غیرقابل‌بازی.

کاربرد: شخصیت‌هایی که توسط هوش مصنوعی کنترل می‌شوند و معمولاً مأموریت، خدمات یا اطلاعات ارائه می‌دهند.

مثال:

Talk to the NPC.


Merchant

نام کامل: Merchant

معنی فارسی: فروشنده.

کاربرد: شخصیت غیرقابل‌بازی که آیتم خریدوفروش می‌کند.

مثال:

Visit the merchant.


Vendor

نام کامل: Vendor

معنی فارسی: فروشنده.

کاربرد: معادل Merchant؛ در بسیاری از بازی‌ها برای فروشندگان NPC استفاده می‌شود.

مثال:

Sell your items to the vendor.


Blacksmith

نام کامل: Blacksmith

معنی فارسی: آهنگر.

کاربرد: شخصیتی که سلاح و زره را تعمیر، ارتقا یا تولید می‌کند.

مثال:

The blacksmith can upgrade your sword.


Loot

نام کامل: Loot

معنی فارسی: غنیمت یا آیتم‌های به‌دست‌آمده.

کاربرد: آیتم‌هایی که از دشمنان، صندوق‌ها یا محیط بازی به دست می‌آیند.

مثال:

Don’t forget to loot the chest.


Drop

نام کامل: Item Drop

معنی فارسی: آیتم افتاده.

کاربرد: آیتمی که پس از شکست دشمن یا باز کردن صندوق به دست می‌آید.

مثال:

That boss dropped a rare weapon.


Drop Rate

نام کامل: Drop Rate

معنی فارسی: نرخ افت آیتم.

کاربرد: احتمال به‌دست آمدن یک آیتم خاص.

مثال:

The mount has a 1% drop rate.


Rare

نام کامل: Rare

معنی فارسی: کمیاب.

کاربرد: درجه‌ای از ارزش آیتم که از آیتم‌های معمولی بهتر است.

مثال:

I found a rare sword.


Epic

نام کامل: Epic

معنی فارسی: حماسی.

کاربرد: یکی از درجات کیفیت آیتم که معمولاً از Rare ارزشمندتر است.

مثال:

This armor is epic.


Legendary

نام کامل: Legendary

معنی فارسی: افسانه‌ای.

کاربرد: یکی از بالاترین سطوح کیفیت آیتم در بسیاری از بازی‌ها.

مثال:

I finally got a legendary weapon.


Mythic

نام کامل: Mythic

معنی فارسی: اسطوره‌ای.

کاربرد: در برخی بازی‌ها رتبه‌ای بالاتر از Legendary برای آیتم‌ها یا تجهیزات.

مثال:

He equipped a mythic item.


Common

نام کامل: Common

معنی فارسی: معمولی.

کاربرد: پایین‌ترین سطح کیفیت آیتم در بیشتر بازی‌ها.

مثال:

It’s only a common item.


Uncommon

نام کامل: Uncommon

معنی فارسی: نسبتاً کمیاب.

کاربرد: درجه‌ای بین Common و Rare.

مثال:

I found an uncommon bow.


Inventory

نام کامل: Inventory

معنی فارسی: کوله‌پشتی یا موجودی آیتم‌ها.

کاربرد: محلی که تمام آیتم‌های بازیکن نگهداری می‌شوند.

مثال:

My inventory is full.


Equipment

نام کامل: Equipment

معنی فارسی: تجهیزات.

کاربرد: سلاح‌ها، زره‌ها و آیتم‌هایی که شخصیت می‌تواند استفاده یا تجهیز کند.

مثال:

Upgrade your equipment.


Equip

نام کامل: Equip

معنی فارسی: تجهیز کردن.

کاربرد: پوشیدن یا در دست گرفتن یک آیتم.

مثال:

Equip the new armor.


Unequip

نام کامل: Unequip

معنی فارسی: خارج کردن تجهیز.

کاربرد: برداشتن یک آیتم از اسلات تجهیزات.

مثال:

Unequip the shield.


Slot

نام کامل: Equipment Slot

معنی فارسی: اسلات یا جایگاه تجهیز.

کاربرد: محل مشخصی برای قرار دادن تجهیزات مانند کلاه، زره یا حلقه.

مثال:

This ring fits in a different slot.


Encumbrance

نام کامل: Encumbrance

معنی فارسی: بار اضافی.

کاربرد: مکانیزمی که با افزایش وزن تجهیزات، سرعت حرکت شخصیت را کاهش می‌دهد.

مثال:

Your encumbrance is too high.


Carry Weight

نام کامل: Carry Weight

معنی فارسی: ظرفیت حمل.

کاربرد: حداکثر وزنی که شخصیت می‌تواند بدون جریمه حمل کند.

مثال:

Increase your carry weight.


Class

نام کامل: Class

معنی فارسی: کلاس شخصیت.

کاربرد: نقش یا سبک اصلی شخصیت که مهارت‌ها، تجهیزات و شیوه مبارزه او را تعیین می‌کند.

مثال:

I chose the Warrior class.


Subclass

نام کامل: Subclass

معنی فارسی: زیرکلاس.

کاربرد: شاخه تخصصی یک Class که قابلیت‌ها و سبک بازی را تغییر می‌دهد.

مثال:

Unlock your subclass at level 20.


Job

نام کامل: Job

معنی فارسی: شغل یا کلاس.

کاربرد: در بسیاری از RPGهای ژاپنی به‌جای واژه Class استفاده می‌شود.

مثال:

Switch to a different job.


Build

نام کامل: Character Build

معنی فارسی: بیلد یا نحوه ساخت شخصیت.

کاربرد: ترکیب مهارت‌ها، تجهیزات و ویژگی‌هایی که سبک بازی شخصیت را شکل می‌دهد.

مثال:

This build focuses on critical damage.


Meta Build

نام کامل: Meta Build

معنی فارسی: بیلد متا.

کاربرد: قدرتمندترین یا محبوب‌ترین ترکیب شخصیت در نسخه فعلی بازی.

مثال:

Everyone is using the same meta build.


Respec

نام کامل: Respecialization

معنی فارسی: بازتنظیم مهارت‌ها.

کاربرد: امکان بازنشانی امتیازهای مهارت یا ویژگی‌ها برای ساخت یک Build جدید.

مثال:

I need to respec my character.


Perk

نام کامل: Perk

معنی فارسی: قابلیت ویژه.

کاربرد: ویژگی دائمی که مزیت خاصی به شخصیت می‌دهد.

مثال:

Unlock a new perk.


Trait

نام کامل: Trait

معنی فارسی: ویژگی ذاتی.

کاربرد: خصوصیتی که روی عملکرد شخصیت تأثیر می‌گذارد.

مثال:

This trait increases stamina.


Passive Skill

نام کامل: Passive Skill

معنی فارسی: مهارت غیرفعال.

کاربرد: مهارتی که بدون فعال‌سازی مستقیم، همیشه اثر خود را اعمال می‌کند.

مثال:

Passive skills are always active.


Active Skill

نام کامل: Active Skill

معنی فارسی: مهارت فعال.

کاربرد: مهارتی که برای استفاده از آن باید توسط بازیکن فعال شود.

مثال:

Activate your strongest skill.


Ultimate

نام کامل: Ultimate Skill

معنی فارسی: مهارت نهایی.

کاربرد: قدرتمندترین توانایی شخصیت که معمولاً Cooldown طولانی دارد.

مثال:

Save your ultimate for the boss.


Buff

نام کامل: Buff

معنی فارسی: تقویت موقت.

کاربرد: افکتی که قدرت، سرعت، دفاع یا سایر ویژگی‌های شخصیت را افزایش می‌دهد.

مثال:

Cast a buff before the fight.


Debuff

نام کامل: Debuff

معنی فارسی: تضعیف موقت.

کاربرد: افکتی که عملکرد شخصیت را کاهش می‌دهد؛ مانند کاهش سرعت، قدرت یا دفاع.

مثال:

The boss applied a debuff.


Status Effect

نام کامل: Status Effect

معنی فارسی: اثر وضعیت.

کاربرد: هر اثر موقتی که وضعیت شخصیت را تغییر دهد؛ مانند Buff، Debuff یا Poison.

مثال:

Remove the status effect.


Poison

نام کامل: Poison

معنی فارسی: مسمومیت.

کاربرد: باعث کاهش تدریجی سلامتی شخصیت در طول زمان می‌شود.

مثال:

You’re poisoned.


Burn

نام کامل: Burn

معنی فارسی: سوختگی.

کاربرد: وارد کردن آسیب تدریجی ناشی از آتش.

مثال:

The enemy is burning.


Freeze

نام کامل: Freeze

معنی فارسی: یخ‌زدگی.

کاربرد: متوقف کردن یا کاهش شدید سرعت حرکت دشمن.

مثال:

Freeze the target.


Stun

نام کامل: Stun

معنی فارسی: گیج یا بی‌حرکت کردن.

کاربرد: باعث می‌شود شخصیت برای مدت کوتاهی قادر به حرکت یا استفاده از مهارت نباشد.

مثال:

The stun lasted two seconds.


Silence

نام کامل: Silence

معنی فارسی: سکوت.

کاربرد: مانع استفاده از جادوها یا مهارت‌های خاص می‌شود.

مثال:

I got silenced.


Root

نام کامل: Root

معنی فارسی: ریشه‌گیر کردن.

کاربرد: شخصیت نمی‌تواند حرکت کند اما معمولاً هنوز قادر به حمله یا استفاده از برخی مهارت‌ها است.

مثال:

The enemy rooted me.


Knockback

نام کامل: Knockback

معنی فارسی: عقب راندن.

کاربرد: پرتاب یا هل دادن شخصیت به عقب در اثر یک حمله.

مثال:

The explosion caused knockback.


Crowd Control (CC)

نام کامل: Crowd Control

معنی فارسی: کنترل جمعی.

کاربرد: مجموعه مهارت‌هایی که حرکت یا عملکرد دشمنان را محدود می‌کنند؛ مانند Stun، Freeze و Root.

مثال:

Our mage has strong crowd control.


Cleanse

نام کامل: Cleanse

معنی فارسی: پاک‌سازی اثرات منفی.

کاربرد: حذف Debuff یا سایر وضعیت‌های منفی از روی شخصیت.

مثال:

Use cleanse now.


Dispel

نام کامل: Dispel

معنی فارسی: خنثی کردن افکت.

کاربرد: حذف Buff یا Debuff از روی خود یا دشمن، بسته به مکانیزم بازی.

مثال:

Dispel the boss’s shield.


Proc

نام کامل: Programmed Random Occurrence (اصطلاح رایج)

معنی فارسی: فعال شدن خودکار یک اثر.

کاربرد: زمانی که یک قابلیت یا آیتم به‌صورت خودکار و با احتمال مشخص فعال می‌شود.

مثال:

The weapon proc triggered again.


Tank

نام کامل: Tank

معنی فارسی: تانک (شخصیت مدافع).

کاربرد: شخصیتی با سلامتی و دفاع بالا که وظیفه جذب حملات دشمن و محافظت از اعضای تیم را بر عهده دارد.

مثال:

We need a tank for this dungeon.


Healer

نام کامل: Healer

معنی فارسی: درمانگر.

کاربرد: شخصیتی که وظیفه بازیابی سلامتی و حمایت از اعضای تیم را دارد.

مثال:

Protect the healer.


Support

نام کامل: Support

معنی فارسی: پشتیبان.

کاربرد: شخصیتی که با Buff، کنترل دشمن یا درمان، از تیم حمایت می‌کند.

مثال:

She’s playing support.


Melee

نام کامل: Melee

معنی فارسی: مبارزه نزدیک.

کاربرد: شخصیت یا سلاحی که در فاصله نزدیک مبارزه می‌کند.

مثال:

I’m playing a melee class.


Ranged

نام کامل: Ranged

معنی فارسی: مبارزه از راه دور.

کاربرد: شخصیت یا سلاحی که از فاصله دور حمله می‌کند.

مثال:

Stay behind as a ranged DPS.


Aggro

نام کامل: Aggro

معنی فارسی: توجه یا تمرکز دشمن.

کاربرد: مشخص می‌کند دشمن روی حمله به کدام بازیکن تمرکز دارد.

مثال:

The tank lost aggro.


Threat

نام کامل: Threat

معنی فارسی: میزان تهدید.

کاربرد: عدد یا مکانیزمی که تعیین می‌کند دشمن کدام بازیکن را هدف قرار دهد.

مثال:

You’re generating too much threat.


Taunt

نام کامل: Taunt

معنی فارسی: تحریک دشمن.

کاربرد: مهارتی که دشمن را مجبور می‌کند فقط به شخصیت استفاده‌کننده حمله کند.

مثال:

Use taunt now!


Pull

نام کامل: Pull

معنی فارسی: آغاز درگیری.

کاربرد: شروع مبارزه با جذب توجه دشمن یا گروهی از دشمنان.

مثال:

Don’t pull the boss yet.


Overpull

نام کامل: Overpull

معنی فارسی: درگیر کردن بیش از حد دشمن.

کاربرد: زمانی که بازیکن ناخواسته تعداد زیادی دشمن را هم‌زمان وارد مبارزه می‌کند.

مثال:

We wiped because of the overpull.


Kite / Kiting

نام کامل: Kiting

معنی فارسی: عقب‌نشینی همراه با حمله.

کاربرد: دور نگه داشتن دشمن با حرکت مداوم و حمله از فاصله امن.

مثال:

Kite the boss around the arena.


Face Tank

نام کامل: Face Tank

معنی فارسی: تحمل مستقیم آسیب.

کاربرد: ایستادن روبه‌روی دشمن و دریافت مستقیم ضربات بدون جاخالی دادن.

مثال:

You can’t face tank this boss.


Burst Damage

نام کامل: Burst Damage

معنی فارسی: آسیب انفجاری.

کاربرد: وارد کردن حجم زیادی از آسیب در مدت‌زمان بسیار کوتاه.

مثال:

Save your burst damage.


Sustained Damage

نام کامل: Sustained Damage

معنی فارسی: آسیب پایدار.

کاربرد: وارد کردن آسیب مداوم در طول مبارزه.

مثال:

This class excels at sustained damage.


AoE

نام کامل: Area of Effect

معنی فارسی: اثر ناحیه‌ای.

کاربرد: حمله یا مهارتی که هم‌زمان چند هدف را در یک محدوده تحت تأثیر قرار می‌دهد.

مثال:

Move out of the AoE!


Single Target (ST)

نام کامل: Single Target

معنی فارسی: تک‌هدفه.

کاربرد: حمله یا مهارتی که فقط روی یک دشمن اثر می‌گذارد.

مثال:

This spell is single target.


DoT

نام کامل: Damage over Time

معنی فارسی: آسیب تدریجی.

کاربرد: آسیبی که طی چند ثانیه یا چند مرحله به دشمن وارد می‌شود.

مثال:

Keep the DoT active.


HoT

نام کامل: Heal over Time

معنی فارسی: درمان تدریجی.

کاربرد: بازیابی سلامتی به‌صورت تدریجی در طول زمان.

مثال:

Apply a HoT before the fight.


Lifesteal

نام کامل: Lifesteal

معنی فارسی: جذب سلامتی.

کاربرد: درصدی از آسیب واردشده را به سلامتی شخصیت تبدیل می‌کند.

مثال:

This sword has lifesteal.


Spell Vamp

نام کامل: Spell Vamp

معنی فارسی: جذب سلامتی از جادو.

کاربرد: بخشی از آسیب جادوها را به سلامتی شخصیت تبدیل می‌کند.

مثال:

Spell vamp keeps the mage alive.


Cooldown Reduction (CDR)

نام کامل: Cooldown Reduction

معنی فارسی: کاهش زمان انتظار مهارت‌ها.

کاربرد: مدت انتظار برای استفاده مجدد از مهارت‌ها را کاهش می‌دهد.

مثال:

Build more cooldown reduction.


Haste

نام کامل: Haste

معنی فارسی: شتاب.

کاربرد: سرعت اجرای حملات، جادوها یا بازیابی مهارت‌ها را افزایش می‌دهد.

مثال:

Haste improves casting speed.


Cast Time

نام کامل: Cast Time

معنی فارسی: زمان اجرای جادو.

کاربرد: مدت زمانی که برای فعال شدن یک جادو یا مهارت باید سپری شود.

مثال:

This spell has a long cast time.


Channeling

نام کامل: Channeling

معنی فارسی: اجرای پیوسته.

کاربرد: مهارتی که تا زمانی که بازیکن آن را نگه دارد یا قطع نشود، به اجرای خود ادامه می‌دهد.

مثال:

Don’t interrupt my channeling.


Dungeon

نام کامل: Dungeon

معنی فارسی: سیاه‌چال یا مرحله مستقل.

کاربرد: منطقه‌ای که معمولاً شامل دشمنان، معماها و یک Boss نهایی است.

مثال:

Let’s run this dungeon.


Raid

نام کامل: Raid

معنی فارسی: یورش گروهی.

کاربرد: مأموریت بسیار دشوار که معمولاً با تعداد زیادی بازیکن انجام می‌شود.

مثال:

The raid starts tonight.


Raid Boss

نام کامل: Raid Boss

معنی فارسی: غول آخر یورش.

کاربرد: باس بسیار قدرتمندی که برای شکست دادن آن همکاری تیمی ضروری است.

مثال:

The raid boss has multiple phases.


Instance

نام کامل: Instance

معنی فارسی: نسخه اختصاصی محیط.

کاربرد: محیطی که فقط برای یک بازیکن یا گروه خاص ایجاد می‌شود.

مثال:

Enter the instance.


Party

نام کامل: Party

معنی فارسی: گروه.

کاربرد: گروه کوچکی از بازیکنان که با هم بازی می‌کنند.

مثال:

Invite me to your party.


Guild

نام کامل: Guild

معنی فارسی: گیلد یا انجمن.

کاربرد: گروه دائمی از بازیکنان با اهداف مشترک.

مثال:

I joined a new guild.


Clan

نام کامل: Clan

معنی فارسی: کلن.

کاربرد: گروه سازمان‌یافته بازیکنان که معمولاً در بازی‌های آنلاین فعالیت می‌کنند.

مثال:

Our clan won the tournament.


LFG

نام کامل: Looking For Group

معنی فارسی: دنبال گروه می‌گردم.

کاربرد: زمانی که بازیکن به دنبال هم‌تیمی برای انجام فعالیتی است.

مثال:

LFG for today’s raid.


LFM

نام کامل: Looking For More

معنی فارسی: به بازیکن بیشتری نیاز داریم.

کاربرد: زمانی که گروه به دنبال تکمیل اعضای خود است.

مثال:

LFM healer.


Matchmaking

نام کامل: Matchmaking

معنی فارسی: همتاسازی.

کاربرد: سیستم پیدا کردن هم‌تیمی یا حریف به‌صورت خودکار.

مثال:

Use matchmaking.


Crafting

نام کامل: Crafting

معنی فارسی: ساخت آیتم.

کاربرد: تولید تجهیزات یا آیتم‌ها با استفاده از مواد اولیه.

مثال:

I’m crafting a new sword.


Recipe

نام کامل: Crafting Recipe

معنی فارسی: دستور ساخت.

کاربرد: فرمول موردنیاز برای ساخت یک آیتم.

مثال:

I found a rare recipe.


Material

نام کامل: Crafting Material

معنی فارسی: ماده اولیه.

کاربرد: منابع موردنیاز برای ساخت تجهیزات یا آیتم‌ها.

مثال:

I need more materials.


Gathering

نام کامل: Gathering

معنی فارسی: جمع‌آوری منابع.

کاربرد: استخراج یا جمع‌آوری چوب، سنگ، گیاه و سایر منابع.

مثال:

Gathering takes time.


Harvesting

نام کامل: Harvesting

معنی فارسی: برداشت منابع.

کاربرد: جمع‌آوری گیاهان، محصولات یا منابع طبیعی.

مثال:

Harvest every herb.


Mining

نام کامل: Mining

معنی فارسی: معدن‌کاری.

کاربرد: استخراج سنگ‌ها و فلزات از معادن.

مثال:

Mining increases your crafting options.


Smithing

نام کامل: Smithing

معنی فارسی: آهنگری.

کاربرد: ساخت یا ارتقای تجهیزات فلزی.

مثال:

Improve your smithing skill.


Enchanting

نام کامل: Enchanting

معنی فارسی: افسونگری.

کاربرد: افزودن ویژگی‌های جادویی به تجهیزات.

مثال:

Enchant your weapon.


Upgrade

نام کامل: Upgrade

معنی فارسی: ارتقا.

کاربرد: افزایش کیفیت یا قدرت یک آیتم یا شخصیت.

مثال:

Upgrade your gear.


Enhance

نام کامل: Enhance

معنی فارسی: تقویت.

کاربرد: افزایش ویژگی‌های یک آیتم بدون تغییر ماهیت آن.

مثال:

Enhance your armor.


Grinding

نام کامل: Grinding

معنی فارسی: تکرار مداوم برای پیشرفت.

کاربرد: انجام فعالیت‌های تکراری برای کسب XP، پول یا آیتم.

مثال:

I’m grinding levels.


Farming

نام کامل: Farming

معنی فارسی: فارم کردن.

کاربرد: تکرار یک فعالیت برای به‌دست آوردن آیتم، پول یا منابع خاص.

مثال:

We’re farming rare loot.


Endgame

نام کامل: Endgame

معنی فارسی: محتوای پایان بازی.

کاربرد: فعالیت‌هایی که پس از اتمام داستان اصلی در دسترس قرار می‌گیرند.

مثال:

The endgame is amazing.


New Game+

نام کامل: New Game Plus

معنی فارسی: شروع دوباره با حفظ پیشرفت.

کاربرد: آغاز مجدد بازی با نگه داشتن بخشی از تجهیزات یا پیشرفت‌های قبلی.

مثال:

I started New Game+ yesterday.


Permadeath

نام کامل: Permanent Death

معنی فارسی: مرگ دائمی.

کاربرد: حالتی که پس از مرگ شخصیت، امکان ادامه همان ذخیره بازی وجود ندارد.

مثال:

This mode has permadeath.


MOBA

نام کامل: Multiplayer Online Battle Arena

معنی فارسی: میدان نبرد آنلاین چندنفره.

کاربرد: ژانری از بازی‌های رقابتی که دو تیم در نقشه‌ای مشخص برای نابودی پایگاه یکدیگر مبارزه می‌کنند.

مثال:

League of Legends is a MOBA game.


Lane

نام کامل: Lane

معنی فارسی: مسیر.

کاربرد: یکی از مسیرهای اصلی نقشه که بازیکنان در آن پیشروی می‌کنند.

مثال:

Go to the top lane.


Top Lane

نام کامل: Top Lane

معنی فارسی: مسیر بالا.

کاربرد: مسیر بالایی نقشه در بازی‌های MOBA.

مثال:

He’s our top laner.


Mid Lane

نام کامل: Mid Lane

معنی فارسی: مسیر میانی.

کاربرد: مهم‌ترین مسیر نقشه که معمولاً بازیکنان جادوگر یا Assassin در آن بازی می‌کنند.

مثال:

I play mid lane.


Bot Lane

نام کامل: Bottom Lane

معنی فارسی: مسیر پایین.

کاربرد: مسیر پایینی نقشه که معمولاً دو بازیکن در آن حضور دارند.

مثال:

Rotate to bot lane.


Jungler

نام کامل: Jungler

معنی فارسی: جنگل‌بان.

کاربرد: بازیکنی که بیشتر زمان خود را در جنگل نقشه سپری می‌کند و به هم‌تیمی‌ها کمک می‌رساند.

مثال:

Our jungler is coming.


Jungle

نام کامل: Jungle

معنی فارسی: جنگل.

کاربرد: بخش بین مسیرهای اصلی نقشه که هیولاهای خنثی در آن قرار دارند.

مثال:

Farm the jungle.


Gank

نام کامل: Gank

معنی فارسی: حمله غافلگیرانه.

کاربرد: حمله ناگهانی به یک بازیکن، معمولاً با کمک هم‌تیمی‌ها.

مثال:

The jungler ganked mid.


Counter Gank

نام کامل: Counter Gank

معنی فارسی: ضدگنک.

کاربرد: مقابله با حمله غافلگیرانه دشمن با حضور به‌موقع هم‌تیمی‌ها.

مثال:

That counter gank saved us.


Roam

نام کامل: Roam

معنی فارسی: چرخش در نقشه.

کاربرد: ترک مسیر اصلی برای کمک به سایر نقاط نقشه.

مثال:

Roam to top lane.


Rotation

نام کامل: Rotation

معنی فارسی: جابه‌جایی تیمی.

کاربرد: حرکت هماهنگ اعضای تیم بین بخش‌های مختلف نقشه.

مثال:

Good rotation wins games.


Minion Wave

نام کامل: Minion Wave

معنی فارسی: موج مینیون‌ها.

کاربرد: گروهی از مینیون‌ها که به‌صورت دوره‌ای در مسیرها حرکت می‌کنند.

مثال:

Clear the wave.


Wave Clear

نام کامل: Wave Clear

معنی فارسی: پاک‌سازی موج.

کاربرد: از بین بردن سریع مینیون‌های یک مسیر.

مثال:

This champion has great wave clear.


Freeze

نام کامل: Lane Freeze

معنی فارسی: فریز کردن لاین.

کاربرد: کنترل محل درگیری مینیون‌ها برای جلوگیری از پیشروی آن‌ها.

مثال:

Freeze the lane near your tower.


Push

نام کامل: Push

معنی فارسی: پیشروی در مسیر.

کاربرد: هل دادن موج مینیون‌ها برای نزدیک شدن به برج یا پایگاه دشمن.

مثال:

Push mid.


Split Push

نام کامل: Split Push

معنی فارسی: پیشروی مستقل در یک مسیر.

کاربرد: تاکتیکی که در آن یک بازیکن جدا از تیم، روی یک مسیر فشار وارد می‌کند تا دشمن را مجبور به تقسیم نیرو کند.

مثال:

He’s split pushing bot.


Siege

نام کامل: Siege

معنی فارسی: محاصره.

کاربرد: فشار آوردن به برج‌ها یا پایگاه دشمن بدون ورود مستقیم به درگیری.

مثال:

Let’s siege the inhibitor.


Tower Dive

نام کامل: Tower Dive

معنی فارسی: حمله زیر برج.

کاربرد: حمله به دشمن در محدوده برج دفاعی او، با پذیرش ریسک آسیب دیدن.

مثال:

Don’t tower dive alone.


Last Hit

نام کامل: Last Hit

معنی فارسی: ضربه آخر.

کاربرد: وارد کردن آخرین ضربه به مینیون یا دشمن برای دریافت طلا یا پاداش.

مثال:

Practice your last hits.


Deny

نام کامل: Deny

معنی فارسی: محروم کردن از پاداش.

کاربرد: در برخی بازی‌ها مانند Dota ۲، از بین بردن نیروهای خودی برای جلوگیری از دریافت طلا یا تجربه توسط دشمن.

مثال:

He denied the creep.


CS

نام کامل: Creep Score

معنی فارسی: تعداد ضربه‌های آخر موفق.

کاربرد: معیاری برای سنجش میزان فارم بازیکن از طریق Last Hit.

مثال:

She has 120 CS at 15 minutes.


Objective

نام کامل: Objective

معنی فارسی: هدف اصلی نقشه.

کاربرد: اهداف مهمی مانند برج‌ها، اژدها، بارون یا سایر عناصر کلیدی که به پیروزی تیم کمک می‌کنند.

مثال:

Focus on objectives.


Neutral Monster

نام کامل: Neutral Monster

معنی فارسی: هیولای خنثی.

کاربرد: موجوداتی که به هیچ تیمی تعلق ندارند و با شکست دادن آن‌ها پاداش دریافت می‌شود.

مثال:

Kill the neutral monster.


Baron

نام کامل: Baron Nashor

معنی فارسی: بارون نشور.

کاربرد: یکی از مهم‌ترین اهداف نقشه در League of Legends که پس از شکست، تقویت قدرتمندی به تیم می‌دهد.

مثال:

Start Baron now.


Dragon

نام کامل: Dragon

معنی فارسی: اژدها.

کاربرد: هدف مهم نقشه که با شکست آن، تیم پاداش‌های دائمی یا موقتی دریافت می‌کند.

مثال:

Contest the dragon.


Currency

نام کامل: Currency

معنی فارسی: ارز درون‌بازی.

کاربرد: واحد پولی بازی که برای خرید آیتم‌ها، تجهیزات یا خدمات استفاده می‌شود.

مثال:

I don’t have enough currency.


Gold

نام کامل: Gold

معنی فارسی: طلا.

کاربرد: رایج‌ترین ارز درون‌بازی در بازی‌های نقش‌آفرینی.

مثال:

I need more gold.


Coins

نام کامل: Coins

معنی فارسی: سکه.

کاربرد: واحد پولی رایج در بسیاری از بازی‌ها.

مثال:

You earned 500 coins.


Vendor Price

نام کامل: Vendor Price

معنی فارسی: قیمت فروشنده.

کاربرد: قیمتی که فروشنده NPC برای خرید یا فروش آیتم تعیین می‌کند.

مثال:

The vendor price is too low.


Buyback

نام کامل: Buyback

معنی فارسی: بازخرید آیتم.

کاربرد: امکان خرید مجدد آیتمی که به فروشنده فروخته شده است.

مثال:

Use buyback before leaving.


Stash

نام کامل: Stash

معنی فارسی: صندوق ذخیره.

کاربرد: محلی برای نگهداری آیتم‌هایی که در Inventory جا نمی‌شوند.

مثال:

Put it in your stash.


Bank

نام کامل: Bank

معنی فارسی: بانک.

کاربرد: فضای ذخیره‌سازی دائمی آیتم‌ها یا ارز در بسیاری از MMORPGها.

مثال:

My bank is almost full.


Hotbar

نام کامل: Hotbar

معنی فارسی: نوار میانبر.

کاربرد: نواری که مهارت‌ها، جادوها یا آیتم‌های پرکاربرد روی آن قرار می‌گیرند.

مثال:

Drag the spell to your hotbar.


Hotkey

نام کامل: Hotkey

معنی فارسی: کلید میانبر.

کاربرد: کلیدی که برای استفاده سریع از یک مهارت یا آیتم اختصاص داده می‌شود.

مثال:

Assign a hotkey to healing.


Quick Slot

نام کامل: Quick Slot

معنی فارسی: جایگاه دسترسی سریع.

کاربرد: اسلاتی برای استفاده فوری از آیتم‌ها یا مهارت‌ها.

مثال:

Put the potion in a quick slot.


Consumable

نام کامل: Consumable

معنی فارسی: آیتم مصرفی.

کاربرد: آیتمی که پس از استفاده از بین می‌رود؛ مانند معجون یا غذا.

مثال:

Bring more consumables.


Potion

نام کامل: Potion

معنی فارسی: معجون.

کاربرد: آیتمی برای بازیابی سلامتی، مانا یا اعمال افکت‌های مختلف.

مثال:

Drink a health potion.


Elixir

نام کامل: Elixir

معنی فارسی: اکسیر.

کاربرد: نوعی معجون قدرتمند با اثرات موقت یا ویژه.

مثال:

Use the elixir before the boss fight.


Scroll

نام کامل: Scroll

معنی فارسی: طومار.

کاربرد: آیتمی که معمولاً یک جادو یا قابلیت را به‌صورت یک‌بارمصرف فعال می‌کند.

مثال:

Cast the spell from the scroll.


Revive

نام کامل: Revive

معنی فارسی: احیا.

کاربرد: بازگرداندن شخصیت مرده به مبارزه.

مثال:

Please revive me.


Revive Scroll

نام کامل: Revive Scroll

معنی فارسی: طومار احیا.

کاربرد: آیتمی که برای زنده کردن شخصیت استفاده می‌شود.

مثال:

I used my last revive scroll.


Respawn

نام کامل: Respawn

معنی فارسی: بازتولد.

کاربرد: بازگشت شخصیت یا دشمن به بازی پس از مرگ.

مثال:

Respawn at the nearest checkpoint.


Checkpoint

نام کامل: Checkpoint

معنی فارسی: نقطه ذخیره یا ایستگاه میانی.

کاربرد: مکانی که پس از مرگ یا خروج از بازی، بازیکن از آنجا ادامه می‌دهد.

مثال:

The next checkpoint is nearby.


Fast Travel

نام کامل: Fast Travel

معنی فارسی: سفر سریع.

کاربرد: جابه‌جایی فوری بین نقاطی که قبلاً کشف شده‌اند.

مثال:

Use fast travel to the capital.


Teleport

نام کامل: Teleport

معنی فارسی: تلپورت.

کاربرد: انتقال آنی شخصیت به مکان دیگر.

مثال:

Teleport back to town.


Waypoint

نام کامل: Waypoint

معنی فارسی: نقطه سفر.

کاربرد: نقطه‌ای که معمولاً برای Fast Travel یا مسیریابی استفاده می‌شود.

مثال:

Unlock the new waypoint.


Town

نام کامل: Town

معنی فارسی: شهر.

کاربرد: منطقه امنی که فروشندگان، آهنگرها و NPCهای مهم در آن حضور دارند.

مثال:

Return to town.


Hub

نام کامل: Hub Area

معنی فارسی: منطقه مرکزی.

کاربرد: محل اصلی ارتباط بازیکن با فروشندگان، مأموریت‌ها و سایر بازیکنان.

مثال:

Meet me in the hub.


Safe Zone

نام کامل: Safe Zone

معنی فارسی: منطقه امن.

کاربرد: محدوده‌ای که معمولاً دشمنان در آن حمله نمی‌کنند.

مثال:

Stay inside the safe zone.


World Boss

نام کامل: World Boss

معنی فارسی: باس جهانی.

کاربرد: دشمن بسیار قدرتمندی که در دنیای اصلی بازی ظاهر می‌شود و معمولاً چندین بازیکن باید با همکاری او را شکست دهند.

مثال:

The world boss spawns in five minutes.


Mount

نام کامل: Mount

معنی فارسی: مرکب.

کاربرد: حیوان، وسیله یا موجودی که برای جابه‌جایی سریع‌تر از آن استفاده می‌شود.

مثال:

I finally unlocked a new mount.


Pet

نام کامل: Pet

معنی فارسی: حیوان همراه.

کاربرد: موجودی که بازیکن را همراهی می‌کند و گاهی در مبارزه یا جمع‌آوری آیتم‌ها کمک می‌کند.

مثال:

My pet collects nearby loot.


Companion

نام کامل: Companion

معنی فارسی: همراه.

کاربرد: شخصیت یا موجودی که در سفر و مبارزه کنار بازیکن حضور دارد.

مثال:

Your companion needs better gear.


Summon

نام کامل: Summon

معنی فارسی: احضار.

کاربرد: فراخواندن موجود، شخصیت یا شیء برای کمک در مبارزه.

مثال:

Summon your familiar.


Familiar

نام کامل: Familiar

معنی فارسی: همزاد جادویی.

کاربرد: موجود احضارشده‌ای که معمولاً همراه دائمی شخصیت‌های جادوگر است.

مثال:

The familiar attacks automatically.


Faction

نام کامل: Faction

معنی فارسی: جناح.

کاربرد: گروه یا سازمانی که بازیکن می‌تواند به آن بپیوندد و مأموریت‌ها و پاداش‌های اختصاصی دریافت کند.

مثال:

Choose your faction carefully.


Reputation

نام کامل: Reputation

معنی فارسی: اعتبار.

کاربرد: میزان محبوبیت یا اعتماد بازیکن نزد یک Faction یا گروه خاص.

مثال:

Increase your reputation.


Alignment

نام کامل: Alignment

معنی فارسی: گرایش اخلاقی.

کاربرد: سیستمی که رفتار شخصیت را در قالب‌هایی مانند خیر، شر یا بی‌طرف مشخص می‌کند.

مثال:

Your alignment has changed.


Karma

نام کامل: Karma

معنی فارسی: کارما.

کاربرد: امتیازی که بر اساس رفتار بازیکن تغییر می‌کند و روی روند بازی اثر می‌گذارد.

مثال:

Your karma is too low.


Socket

نام کامل: Socket

معنی فارسی: شیار نصب.

کاربرد: محلی روی تجهیزات برای قرار دادن Gem یا Rune.

مثال:

This sword has two sockets.


Gem

نام کامل: Gem

معنی فارسی: گوهر.

کاربرد: سنگی که برای افزایش ویژگی‌های تجهیزات در Socket قرار می‌گیرد.

مثال:

Insert the gem into your armor.


Rune

نام کامل: Rune

معنی فارسی: رون یا سنگ‌نوشته جادویی.

کاربرد: آیتمی که ویژگی‌های خاصی به شخصیت یا تجهیزات اضافه می‌کند.

مثال:

Equip a fire rune.


Transmog

نام کامل: Transmogrification

معنی فارسی: تغییر ظاهر تجهیزات.

کاربرد: تغییر ظاهر یک آیتم بدون تغییر ویژگی‌های آن.

مثال:

I love this transmog set.


Set Bonus

نام کامل: Set Bonus

معنی فارسی: پاداش ست.

کاربرد: مزیتی که با پوشیدن چند قطعه از یک مجموعه تجهیزات فعال می‌شود.

مثال:

The four-piece set bonus is amazing.


Durability

نام کامل: Durability

معنی فارسی: دوام.

کاربرد: میزان سلامت تجهیزات که با استفاده یا مرگ کاهش می‌یابد.

مثال:

Your armor durability is low.


Repair

نام کامل: Repair

معنی فارسی: تعمیر.

کاربرد: بازیابی دوام تجهیزات آسیب‌دیده.

مثال:

Repair your gear.


Auction House (AH)

نام کامل: Auction House

معنی فارسی: بازار حراج.

کاربرد: سیستمی که بازیکنان از طریق آن آیتم‌ها را با یکدیگر خریدوفروش می‌کنند.

مثال:

I bought it from the Auction House.


Bind on Pickup (BoP)

نام کامل: Bind on Pickup

معنی فارسی: اتصال هنگام دریافت.

کاربرد: آیتمی که پس از برداشتن، دیگر قابل معامله نیست.

مثال:

This weapon is BoP.


Bind on Equip (BoE)

نام کامل: Bind on Equip

معنی فارسی: اتصال هنگام تجهیز.

کاربرد: آیتمی که تا قبل از تجهیز قابل معامله است.

مثال:

Sell it before you equip it.


Soulbound

نام کامل: Soulbound

معنی فارسی: وابسته به شخصیت.

کاربرد: آیتمی که برای همیشه به شخصیت فعلی تعلق می‌گیرد و قابل انتقال نیست.

مثال:

This item is soulbound.


Daily Quest

نام کامل: Daily Quest

معنی فارسی: مأموریت روزانه.

کاربرد: مأموریتی که هر روز ریست شده و دوباره قابل انجام است.

مثال:

Complete your daily quests.


Weekly Quest

نام کامل: Weekly Quest

معنی فارسی: مأموریت هفتگی.

کاربرد: مأموریتی که هفته‌ای یک‌بار قابل انجام است.

مثال:

Don’t miss the weekly quest.


Event

نام کامل: Event

معنی فارسی: رویداد.

کاربرد: فعالیت محدود زمانی که پاداش‌های ویژه ارائه می‌دهد.

مثال:

The anniversary event starts tomorrow.


Season

نام کامل: Season

معنی فارسی: فصل.

کاربرد: دوره‌ای از بازی که معمولاً با محتوای جدید، مأموریت‌ها و پاداش‌های اختصاصی همراه است.

مثال:

The new season begins next week.


Battle Pass

نام کامل: Battle Pass

معنی فارسی: بتل‌پس.

کاربرد: سیستم پیشرفت فصلی که با انجام مأموریت‌ها، آیتم‌ها و پاداش‌های مختلف را آزاد می‌کند.

مثال:

I completed the Battle Pass.


Achievement

نام کامل: Achievement

معنی فارسی: دستاورد.

کاربرد: هدف یا چالش اختیاری که با انجام آن پاداش یا نشان ویژه دریافت می‌شود.

مثال:

I finally unlocked that achievement.


Trophy

نام کامل: Trophy

معنی فارسی: تروفی یا جام افتخار.

کاربرد: دستاوردهای اختصاصی کنسول‌های پلی‌استیشن که برای انجام اهداف مشخص به بازیکن داده می‌شوند.

مثال:

I earned a Platinum Trophy.


Gamerscore

نام کامل: Gamerscore

معنی فارسی: امتیاز گیمر.

کاربرد: مجموع امتیاز دستاوردهای کسب‌شده در کنسول‌های Xbox.

مثال:

My Gamerscore reached 100,000.


Title

نام کامل: Character Title

معنی فارسی: عنوان شخصیت.

کاربرد: لقب یا عنوانی که پس از انجام مأموریت‌ها یا دستاوردهای خاص نمایش داده می‌شود.

مثال:

Equip your new title.


Emote

نام کامل: Emote

معنی فارسی: حرکت نمایشی.

کاربرد: انیمیشن یا ژست از پیش تعریف‌شده برای برقراری ارتباط یا نمایش احساسات.

مثال:

Use the wave emote.


Cosmetic

نام کامل: Cosmetic Item

معنی فارسی: آیتم ظاهری.

کاربرد: آیتمی که فقط ظاهر شخصیت یا تجهیزات را تغییر می‌دهد و روی گیم‌پلی اثری ندارد.

مثال:

This armor is purely cosmetic.


Skin

نام کامل: Character Skin

معنی فارسی: اسکین یا پوسته.

کاربرد: ظاهر جایگزین برای شخصیت، سلاح یا وسیله.

مثال:

I bought a legendary skin.


Dye

نام کامل: Dye

معنی فارسی: رنگ.

کاربرد: آیتمی برای تغییر رنگ لباس یا تجهیزات.

مثال:

Change your armor color with dye.


Appearance

نام کامل: Appearance

معنی فارسی: ظاهر.

کاربرد: مجموعه ویژگی‌های بصری شخصیت یا تجهیزات.

مثال:

Customize your appearance.


Character Customization

نام کامل: Character Customization

معنی فارسی: شخصی‌سازی شخصیت.

کاربرد: تغییر چهره، مو، لباس، رنگ و سایر ویژگی‌های ظاهری شخصیت.

مثال:

The game offers deep character customization.


Respec

نام کامل: Respecialization

معنی فارسی: بازنشانی مهارت‌ها.

کاربرد: امکان تخصیص مجدد Skill Pointها یا Attributeها.

مثال:

I need to respec my character.


Reroll

نام کامل: Reroll

معنی فارسی: شروع مجدد شخصیت.

کاربرد: ساخت شخصیت جدید یا تلاش دوباره برای گرفتن ویژگی‌ها یا آیتم‌های بهتر.

مثال:

I’m going to reroll as a mage.


Alt

نام کامل: Alternate Character

معنی فارسی: شخصیت فرعی.

کاربرد: شخصیت دوم یا سوم بازیکن در کنار شخصیت اصلی.

مثال:

This is my alt character.


Main

نام کامل: Main Character

معنی فارسی: شخصیت اصلی.

کاربرد: شخصیتی که بازیکن بیشتر زمان خود را با آن سپری می‌کند.

مثال:

My main is a Paladin.


Build

نام کامل: Character Build

معنی فارسی: بیلد یا چینش شخصیت.

کاربرد: ترکیب مهارت‌ها، تجهیزات و ویژگی‌هایی که سبک بازی یک شخصیت را مشخص می‌کنند.

مثال:

This build focuses on critical damage.


Meta Build

نام کامل: Meta Build

معنی فارسی: بیلد متا.

کاربرد: قوی‌ترین یا رایج‌ترین Build در نسخه فعلی بازی.

مثال:

Everyone is using the same meta build.


Hybrid Build

نام کامل: Hybrid Build

معنی فارسی: بیلد ترکیبی.

کاربرد: بیلدی که چند سبک مختلف مانند دفاع و حمله را با هم ترکیب می‌کند.

مثال:

I’m testing a hybrid build.


Glass Cannon

نام کامل: Glass Cannon

معنی فارسی: قدرت بالا، دفاع پایین.

کاربرد: شخصیتی که آسیب بسیار زیادی وارد می‌کند اما مقاومت کمی دارد.

مثال:

Don’t get hit, you’re a glass cannon.


Tank Build

نام کامل: Tank Build

معنی فارسی: بیلد دفاعی.

کاربرد: بیلدی که روی سلامتی، زره و مقاومت تمرکز دارد.

مثال:

He switched to a tank build.


Min-Max

نام کامل: Min-Maxing

معنی فارسی: بهینه‌سازی حداکثری.

کاربرد: سبک بازی که در آن بازیکن تلاش می‌کند بیشترین بازده ممکن را با بهترین ترکیب ویژگی‌ها و تجهیزات به دست آورد.

مثال:

Hardcore players love min-maxing.


Theorycraft

نام کامل: Theorycraft

معنی فارسی: تئوری‌پردازی گیم‌پلی.

کاربرد: تحلیل و طراحی بیلدها، تجهیزات یا استراتژی‌ها پیش از آزمایش عملی.

مثال:

The community is theorycrafting new builds.


Hardcore Mode

نام کامل: Hardcore Mode

معنی فارسی: حالت هاردکور.

کاربرد: حالتی که معمولاً با مرگ دائمی یا محدودیت‌های شدید همراه است.

مثال:

Hardcore mode isn’t forgiving.


Ironman Mode

نام کامل: Ironman Mode

معنی فارسی: حالت آیرون‌من.

کاربرد: حالت ویژه‌ای که معمولاً امکان بارگذاری ذخیره قبلی یا برخی امکانات کمکی را حذف می‌کند.

مثال:

I’m playing on Ironman mode.


Completionist

نام کامل: Completionist

معنی فارسی: تکمیل‌کننده.

کاربرد: بازیکنی که تلاش می‌کند تمام مأموریت‌ها، آیتم‌ها، دستاوردها و محتوای بازی را کامل کند.

مثال:

She’s a true completionist.


Lore

نام کامل: Lore

معنی فارسی: پیشینه داستانی.

کاربرد: تاریخچه، افسانه‌ها، شخصیت‌ها و اطلاعات داستانی دنیای بازی که خارج از گیم‌پلی اصلی نیز روایت می‌شوند.

مثال:

I love this game’s lore.


NPC

نام کامل: Non-Player Character

معنی فارسی: شخصیت غیرقابل‌بازی.

کاربرد: شخصیتی که توسط هوش مصنوعی کنترل می‌شود و معمولاً مأموریت، فروشگاه، آموزش یا خدمات مختلف را در اختیار بازیکن قرار می‌دهد.

مثال:

Talk to the NPC to accept the quest.


Merchant

نام کامل: Merchant

معنی فارسی: بازرگان.

کاربرد: نوعی NPC که آیتم‌ها را خریدوفروش می‌کند.

مثال:

Sell your loot to the merchant.


Blacksmith

نام کامل: Blacksmith

معنی فارسی: آهنگر.

کاربرد: NPC یا شخصیت مسئول ساخت، ارتقا و تعمیر تجهیزات.

مثال:

Visit the blacksmith to repair your gear.


Trainer

نام کامل: Trainer

معنی فارسی: مربی.

کاربرد: NPC که مهارت‌ها یا قابلیت‌های جدید را به شخصیت آموزش می‌دهد.

مثال:

The trainer can teach advanced skills.


Inn

نام کامل: Inn

معنی فارسی: مهمان‌خانه.

کاربرد: مکانی برای استراحت، ذخیره بازی یا دریافت برخی خدمات.

مثال:

Rest at the inn before leaving.


Innkeeper

نام کامل: Innkeeper

معنی فارسی: متصدی مهمان‌خانه.

کاربرد: شخصیت مسئول اداره مهمان‌خانه.

مثال:

Talk to the innkeeper.


Bounty

نام کامل: Bounty

معنی فارسی: جایزه شکار.

کاربرد: مأموریتی برای شکست دادن دشمن یا هدف مشخص در ازای دریافت پاداش.

مثال:

I accepted a bounty contract.


Contract

نام کامل: Contract

معنی فارسی: قرارداد.

کاربرد: نوعی مأموریت ویژه که معمولاً پاداش بیشتری نسبت به Questهای عادی دارد.

مثال:

Finish the witcher contract.


Escort Quest

نام کامل: Escort Quest

معنی فارسی: مأموریت محافظت.

کاربرد: مأموریتی که در آن باید از یک شخصیت یا کاروان محافظت شود.

مثال:

Protect the merchant during the escort quest.


Fetch Quest

نام کامل: Fetch Quest

معنی فارسی: مأموریت جمع‌آوری.

کاربرد: مأموریتی که بازیکن باید آیتم یا منابع مشخصی را پیدا و تحویل دهد.

مثال:

It’s just another fetch quest.


Escort

نام کامل: Escort

معنی فارسی: همراهی و محافظت.

کاربرد: همراهی یک شخصیت تا مقصد مشخص.

مثال:

Escort the prince safely.


Open World

نام کامل: Open World

معنی فارسی: جهان باز.

کاربرد: دنیایی که بازیکن می‌تواند آزادانه در آن کاوش کند.

مثال:

This RPG has a massive open world.


Exploration

نام کامل: Exploration

معنی فارسی: اکتشاف.

کاربرد: جست‌وجوی محیط برای یافتن مناطق، آیتم‌ها یا رازهای جدید.

مثال:

Exploration is rewarded.


Hidden Area

نام کامل: Hidden Area

معنی فارسی: منطقه مخفی.

کاربرد: بخشی از نقشه که تنها با اکتشاف یا حل معما قابل دسترسی است.

مثال:

I found a hidden area.


Secret

نام کامل: Secret

معنی فارسی: راز.

کاربرد: آیتم، مسیر یا رویداد پنهانی که معمولاً پاداش ویژه‌ای دارد.

مثال:

There is a secret behind the waterfall.


Collectible

نام کامل: Collectible

معنی فارسی: آیتم کلکسیونی.

کاربرد: آیتمی که برای تکمیل مجموعه یا دستیابی به دستاوردها جمع‌آوری می‌شود.

مثال:

I found all the collectibles.


Hidden Boss

نام کامل: Hidden Boss

معنی فارسی: باس مخفی.

کاربرد: دشمن قدرتمندی که در مسیر اصلی بازی قرار ندارد.

مثال:

The hidden boss is harder than the final boss.


Optional Boss

نام کامل: Optional Boss

معنی فارسی: باس اختیاری.

کاربرد: باسی که شکست دادن آن برای پایان بازی الزامی نیست.

مثال:

You can skip the optional boss.


True Ending

نام کامل: True Ending

معنی فارسی: پایان حقیقی.

کاربرد: بهترین یا کامل‌ترین پایان بازی که معمولاً با انجام شرایط خاص باز می‌شود.

مثال:

I finally unlocked the true ending.


Bad Ending

نام کامل: Bad Ending

معنی فارسی: پایان بد.

کاربرد: یکی از پایان‌های نامطلوب که بر اساس تصمیمات بازیکن رخ می‌دهد.

مثال:

I accidentally got the bad ending.


Good Ending

نام کامل: Good Ending

معنی فارسی: پایان خوب.

کاربرد: پایانی که نتیجه مطلوب‌تری نسبت به سایر پایان‌ها دارد.

مثال:

Try to unlock the good ending.


Multiple Endings

نام کامل: Multiple Endings

معنی فارسی: پایان‌های چندگانه.

کاربرد: سیستمی که براساس انتخاب‌های بازیکن چند پایان متفاوت ارائه می‌دهد.

مثال:

The game has six different endings.


Save Slot

نام کامل: Save Slot

معنی فارسی: اسلات ذخیره.

کاربرد: محل اختصاصی برای ذخیره یک روند بازی.

مثال:

Create a new save slot.


Autosave

نام کامل: Autosave

معنی فارسی: ذخیره خودکار.

کاربرد: قابلیتی که پیشرفت بازی را بدون دخالت بازیکن ذخیره می‌کند.

مثال:

The game autosaves frequently.


Manual Save

نام کامل: Manual Save

معنی فارسی: ذخیره دستی.

کاربرد: ذخیره کردن پیشرفت بازی به‌صورت دستی توسط بازیکن.

مثال:

Always make a manual save before the boss.