اصطلاحات بازی‌های ورزشی و ورزش الکترونیک

۰ نتیجه

eSports

نام کامل: Electronic Sports

معنی فارسی: ورزش‌های الکترونیکی.

کاربرد: رقابت حرفه‌ای در بازی‌های ویدیویی که به‌صورت لیگ، تورنمنت یا مسابقات رسمی برگزار می‌شود.

مثال:

He wants to become an eSports player.


LAN

نام کامل: Local Area Network

معنی فارسی: مسابقه حضوری روی شبکه محلی.

کاربرد: مسابقه‌ای که همه بازیکنان در یک محل فیزیکی حضور دارند و از طریق شبکه محلی بازی می‌کنند.

مثال:

The grand final will be played on LAN.


Online Tournament

نام کامل: Online Tournament

معنی فارسی: تورنمنت آنلاین.

کاربرد: مسابقه‌ای که بازیکنان از راه دور و از طریق اینترنت با یکدیگر رقابت می‌کنند.

مثال:

They won the online tournament.


Qualifier

نام کامل: Qualifier

معنی فارسی: مرحله انتخابی.

کاربرد: مسابقاتی که برای تعیین تیم‌های راه‌یافته به رویداد اصلی برگزار می‌شوند.

مثال:

The team advanced through the qualifier.


Open Qualifier

نام کامل: Open Qualifier

معنی فارسی: مرحله انتخابی آزاد.

کاربرد: مرحله‌ای که تقریباً همه تیم‌ها می‌توانند در آن ثبت‌نام و شرکت کنند.

مثال:

Hundreds of teams entered the open qualifier.


Closed Qualifier

نام کامل: Closed Qualifier

معنی فارسی: مرحله انتخابی بسته.

کاربرد: مرحله‌ای که فقط تیم‌های دعوت‌شده یا تیم‌های صعودکرده از مراحل قبلی در آن حضور دارند.

مثال:

Only invited teams reached the closed qualifier.


Group Stage

نام کامل: Group Stage

معنی فارسی: مرحله گروهی.

کاربرد: بخشی از مسابقات که تیم‌ها در گروه‌های مختلف با یکدیگر رقابت می‌کنند.

مثال:

They finished first in the group stage.


Playoffs

نام کامل: Playoffs

معنی فارسی: مرحله حذفی.

کاربرد: مرحله‌ای که بازنده از مسابقات حذف شده و برنده به دور بعد صعود می‌کند.

مثال:

The playoffs begin tomorrow.


Grand Final

نام کامل: Grand Final

معنی فارسی: فینال بزرگ.

کاربرد: آخرین مسابقه تورنمنت که قهرمان را مشخص می‌کند.

مثال:

Welcome to the Grand Final!


Seed (Seeding)

نام کامل: Seeding

معنی فارسی: سیدبندی.

کاربرد: رتبه‌بندی تیم‌ها پیش از آغاز مسابقات برای تعیین جدول رقابت.

مثال:

They entered the event as the first seed.


Bracket

نام کامل: Tournament Bracket

معنی فارسی: جدول مسابقات.

کاربرد: نمودار یا ساختار رسمی مسیر تیم‌ها تا رسیدن به فینال.

مثال:

The bracket has been released.


Single Elimination

نام کامل: Single Elimination

معنی فارسی: حذفی تک‌باخت.

کاربرد: فرمتی که با یک شکست، تیم از مسابقات حذف می‌شود.

مثال:

This event uses a single-elimination bracket.


Double Elimination

نام کامل: Double Elimination

معنی فارسی: حذفی دوباخت.

کاربرد: فرمتی که هر تیم پس از دو شکست از مسابقات کنار می‌رود.

مثال:

The tournament follows a double-elimination format.


Upper Bracket

نام کامل: Upper Bracket

معنی فارسی: براکت برندگان.

کاربرد: بخشی از جدول که تیم‌های بدون شکست در آن رقابت می‌کنند.

مثال:

They are still in the upper bracket.


Lower Bracket

نام کامل: Lower Bracket

معنی فارسی: براکت بازنده‌ها.

کاربرد: بخشی از جدول که تیم‌های دارای یک شکست فرصت دوباره برای صعود دارند.

مثال:

They made an incredible lower-bracket run.


BO1

نام کامل: Best of 1

معنی فارسی: مسابقه تک‌بازی.

کاربرد: فرمتی که فقط یک مسابقه برگزار می‌شود و برنده همان بازی، برنده دیدار است.

مثال:

The opening match is BO1.


BO3

نام کامل: Best of 3

معنی فارسی: مسابقه دو برد از سه بازی.

کاربرد: هر تیمی که زودتر به دو پیروزی برسد، برنده مسابقه خواهد بود.

مثال:

The semifinal will be played as a BO3.


BO5

نام کامل: Best of 5

معنی فارسی: مسابقه سه برد از پنج بازی.

کاربرد: فرمتی که معمولاً برای فینال یا دیدارهای مهم استفاده می‌شود و تیمی که سه بازی را ببرد، پیروز است.

مثال:

The Grand Final is BO5.


Reverse Sweep

نام کامل: Reverse Sweep

معنی فارسی: بازگشت معکوس.

کاربرد: پیروزی تیمی که ابتدا با اختلاف عقب افتاده اما در نهایت تمام بازی‌های باقی‌مانده را برده و مسابقه را به سود خود تمام کرده است.

مثال:

What an unbelievable reverse sweep!


Sweep

نام کامل: Sweep

معنی فارسی: برد قاطع.

کاربرد: پیروزی کامل یک تیم بدون واگذاری حتی یک بازی در یک سری مسابقات.

مثال:

They completed a clean sweep.


Clean Sweep

نام کامل: Clean Sweep

معنی فارسی: برد کامل.

کاربرد: پیروزی در تمام بازی‌های یک سری بدون شکست.

مثال:

It was a clean sweep in the finals.


Match Point

نام کامل: Match Point

معنی فارسی: امتیاز پایان مسابقه.

کاربرد: وضعیتی که یک برد دیگر برای پایان دادن به مسابقه کافی است.

مثال:

They’re on match point.


Championship Point

نام کامل: Championship Point

معنی فارسی: امتیاز قهرمانی.

کاربرد: آخرین برد لازم برای کسب عنوان قهرمانی.

مثال:

One more win gives them championship point.


Wildcard

نام کامل: Wildcard

معنی فارسی: سهمیه ویژه.

کاربرد: سهمیه‌ای که خارج از روند عادی انتخاب به یک تیم یا بازیکن داده می‌شود.

مثال:

The wildcard team surprised everyone.


Bye

نام کامل: Bye

معنی فارسی: صعود بدون مسابقه.

کاربرد: زمانی که یک تیم بدون انجام مسابقه به دور بعد راه پیدا می‌کند.

مثال:

The top seed received a bye.


Forfeit (FF)

نام کامل: Forfeit

معنی فارسی: انصراف از مسابقه.

کاربرد: کنار کشیدن یا واگذاری نتیجه مسابقه بدون ادامه رقابت.

مثال:

The team forfeited the match.


Walkover (WO)

نام کامل: Walkover

معنی فارسی: برد بدون بازی.

کاربرد: پیروزی رسمی یک تیم به دلیل حاضر نشدن یا انصراف حریف.

مثال:

They advanced by walkover.


Tiebreaker

نام کامل: Tiebreaker

معنی فارسی: بازی تعیین‌کننده.

کاربرد: مسابقه یا قانون اضافه‌ای که برای شکستن تساوی میان تیم‌ها استفاده می‌شود.

مثال:

The teams will play a tiebreaker.


Decider

نام کامل: Decider

معنی فارسی: بازی سرنوشت‌ساز.

کاربرد: آخرین بازی یک سری که برنده نهایی را مشخص می‌کند.

مثال:

Everything comes down to the decider.


MVP

نام کامل: Most Valuable Player

معنی فارسی: ارزشمندترین بازیکن.

کاربرد: عنوانی که به تأثیرگذارترین بازیکن یک مسابقه یا تورنمنت تعلق می‌گیرد.

مثال:

He was named the MVP of the tournament.


Caster

نام کامل: Caster

معنی فارسی: گزارشگر مسابقات.

کاربرد: فردی که مسابقه را به‌صورت زنده گزارش و تحلیل می‌کند.

مثال:

The caster explained every important play.


Play-by-Play Caster

نام کامل: Play-by-Play Caster

معنی فارسی: گزارشگر لحظه‌به‌لحظه.

کاربرد: گزارشگری که اتفاقات مسابقه را به‌صورت زنده و با هیجان روایت می‌کند.

مثال:

The play-by-play caster kept the audience excited.


Color Caster

نام کامل: Color Caster

معنی فارسی: تحلیلگر مسابقه.

کاربرد: فردی که در کنار گزارشگر اصلی، دلایل تاکتیکی و فنی اتفاقات مسابقه را توضیح می‌دهد.

مثال:

The color caster broke down the strategy perfectly.


Analyst

نام کامل: Analyst

معنی فارسی: تحلیلگر.

کاربرد: متخصصی که عملکرد تیم‌ها، بازیکنان و آمار مسابقات را بررسی می‌کند.

مثال:

The analyst predicted the upset correctly.


Analyst Desk

نام کامل: Analyst Desk

معنی فارسی: میز تحلیل.

کاربرد: بخش برنامه که تحلیلگران قبل یا بعد از مسابقه درباره عملکرد تیم‌ها گفتگو می‌کنند.

مثال:

Let’s head over to the analyst desk.


Host

نام کامل: Host

معنی فارسی: مجری.

کاربرد: شخصی که برنامه مسابقات را اجرا کرده و ارتباط بین بخش‌های مختلف پخش را برقرار می‌کند.

مثال:

The host welcomed the audience.


Desk

نام کامل: Desk

معنی فارسی: استودیوی تحلیل.

کاربرد: اصطلاحی که به مجموعه مجری و تحلیلگران در استودیوی پخش گفته می‌شود.

مثال:

Back to the desk for analysis.


Coach

نام کامل: Coach

معنی فارسی: مربی.

کاربرد: فردی که مسئول برنامه‌ریزی، تمرین، آنالیز و آماده‌سازی تیم برای مسابقات است.

مثال:

The coach prepared a new strategy.


IGL

نام کامل: In-Game Leader

معنی فارسی: رهبر داخل بازی.

کاربرد: بازیکنی که در طول مسابقه تصمیم‌های تاکتیکی تیم را هدایت می‌کند.

مثال:

The IGL called a risky strategy.


Substitute (Sub)

نام کامل: Substitute

معنی فارسی: بازیکن ذخیره.

کاربرد: بازیکنی که در صورت نیاز جای یکی از اعضای اصلی تیم را می‌گیرد.

مثال:

The substitute joined the roster today.


Roster

نام کامل: Roster

معنی فارسی: ترکیب تیم.

کاربرد: فهرست رسمی بازیکنان و اعضای یک تیم.

مثال:

The team announced its new roster.


Transfer Window

نام کامل: Transfer Window

معنی فارسی: پنجره نقل‌وانتقالات.

کاربرد: بازه زمانی مجاز برای جابه‌جایی بازیکنان بین تیم‌ها.

مثال:

The transfer window opens next month.


Upset

نام کامل: Upset

معنی فارسی: شگفتی‌سازی.

کاربرد: پیروزی غیرمنتظره یک تیم یا بازیکن ضعیف‌تر مقابل مدعی اصلی.

مثال:

What an upset!


Dynasty

نام کامل: Dynasty

معنی فارسی: دوران سلطه.

کاربرد: دوره‌ای که یک تیم برای مدت طولانی بر مسابقات و رقبا تسلط دارد.

مثال:

They built a true esports dynasty.