اصطلاحات بازیهای ورزشی و ورزش الکترونیک
eSports
نام کامل: Electronic Sports
معنی فارسی: ورزشهای الکترونیکی.
کاربرد: رقابت حرفهای در بازیهای ویدیویی که بهصورت لیگ، تورنمنت یا مسابقات رسمی برگزار میشود.
مثال:
He wants to become an eSports player.
LAN
نام کامل: Local Area Network
معنی فارسی: مسابقه حضوری روی شبکه محلی.
کاربرد: مسابقهای که همه بازیکنان در یک محل فیزیکی حضور دارند و از طریق شبکه محلی بازی میکنند.
مثال:
The grand final will be played on LAN.
Online Tournament
نام کامل: Online Tournament
معنی فارسی: تورنمنت آنلاین.
کاربرد: مسابقهای که بازیکنان از راه دور و از طریق اینترنت با یکدیگر رقابت میکنند.
مثال:
They won the online tournament.
Qualifier
نام کامل: Qualifier
معنی فارسی: مرحله انتخابی.
کاربرد: مسابقاتی که برای تعیین تیمهای راهیافته به رویداد اصلی برگزار میشوند.
مثال:
The team advanced through the qualifier.
Open Qualifier
نام کامل: Open Qualifier
معنی فارسی: مرحله انتخابی آزاد.
کاربرد: مرحلهای که تقریباً همه تیمها میتوانند در آن ثبتنام و شرکت کنند.
مثال:
Hundreds of teams entered the open qualifier.
Closed Qualifier
نام کامل: Closed Qualifier
معنی فارسی: مرحله انتخابی بسته.
کاربرد: مرحلهای که فقط تیمهای دعوتشده یا تیمهای صعودکرده از مراحل قبلی در آن حضور دارند.
مثال:
Only invited teams reached the closed qualifier.
Group Stage
نام کامل: Group Stage
معنی فارسی: مرحله گروهی.
کاربرد: بخشی از مسابقات که تیمها در گروههای مختلف با یکدیگر رقابت میکنند.
مثال:
They finished first in the group stage.
Playoffs
نام کامل: Playoffs
معنی فارسی: مرحله حذفی.
کاربرد: مرحلهای که بازنده از مسابقات حذف شده و برنده به دور بعد صعود میکند.
مثال:
The playoffs begin tomorrow.
Grand Final
نام کامل: Grand Final
معنی فارسی: فینال بزرگ.
کاربرد: آخرین مسابقه تورنمنت که قهرمان را مشخص میکند.
مثال:
Welcome to the Grand Final!
Seed (Seeding)
نام کامل: Seeding
معنی فارسی: سیدبندی.
کاربرد: رتبهبندی تیمها پیش از آغاز مسابقات برای تعیین جدول رقابت.
مثال:
They entered the event as the first seed.
Bracket
نام کامل: Tournament Bracket
معنی فارسی: جدول مسابقات.
کاربرد: نمودار یا ساختار رسمی مسیر تیمها تا رسیدن به فینال.
مثال:
The bracket has been released.
Single Elimination
نام کامل: Single Elimination
معنی فارسی: حذفی تکباخت.
کاربرد: فرمتی که با یک شکست، تیم از مسابقات حذف میشود.
مثال:
This event uses a single-elimination bracket.
Double Elimination
نام کامل: Double Elimination
معنی فارسی: حذفی دوباخت.
کاربرد: فرمتی که هر تیم پس از دو شکست از مسابقات کنار میرود.
مثال:
The tournament follows a double-elimination format.
Upper Bracket
نام کامل: Upper Bracket
معنی فارسی: براکت برندگان.
کاربرد: بخشی از جدول که تیمهای بدون شکست در آن رقابت میکنند.
مثال:
They are still in the upper bracket.
Lower Bracket
نام کامل: Lower Bracket
معنی فارسی: براکت بازندهها.
کاربرد: بخشی از جدول که تیمهای دارای یک شکست فرصت دوباره برای صعود دارند.
مثال:
They made an incredible lower-bracket run.
BO1
نام کامل: Best of 1
معنی فارسی: مسابقه تکبازی.
کاربرد: فرمتی که فقط یک مسابقه برگزار میشود و برنده همان بازی، برنده دیدار است.
مثال:
The opening match is BO1.
BO3
نام کامل: Best of 3
معنی فارسی: مسابقه دو برد از سه بازی.
کاربرد: هر تیمی که زودتر به دو پیروزی برسد، برنده مسابقه خواهد بود.
مثال:
The semifinal will be played as a BO3.
BO5
نام کامل: Best of 5
معنی فارسی: مسابقه سه برد از پنج بازی.
کاربرد: فرمتی که معمولاً برای فینال یا دیدارهای مهم استفاده میشود و تیمی که سه بازی را ببرد، پیروز است.
مثال:
The Grand Final is BO5.
Reverse Sweep
نام کامل: Reverse Sweep
معنی فارسی: بازگشت معکوس.
کاربرد: پیروزی تیمی که ابتدا با اختلاف عقب افتاده اما در نهایت تمام بازیهای باقیمانده را برده و مسابقه را به سود خود تمام کرده است.
مثال:
What an unbelievable reverse sweep!
Sweep
نام کامل: Sweep
معنی فارسی: برد قاطع.
کاربرد: پیروزی کامل یک تیم بدون واگذاری حتی یک بازی در یک سری مسابقات.
مثال:
They completed a clean sweep.
Clean Sweep
نام کامل: Clean Sweep
معنی فارسی: برد کامل.
کاربرد: پیروزی در تمام بازیهای یک سری بدون شکست.
مثال:
It was a clean sweep in the finals.
Match Point
نام کامل: Match Point
معنی فارسی: امتیاز پایان مسابقه.
کاربرد: وضعیتی که یک برد دیگر برای پایان دادن به مسابقه کافی است.
مثال:
They’re on match point.
Championship Point
نام کامل: Championship Point
معنی فارسی: امتیاز قهرمانی.
کاربرد: آخرین برد لازم برای کسب عنوان قهرمانی.
مثال:
One more win gives them championship point.
Wildcard
نام کامل: Wildcard
معنی فارسی: سهمیه ویژه.
کاربرد: سهمیهای که خارج از روند عادی انتخاب به یک تیم یا بازیکن داده میشود.
مثال:
The wildcard team surprised everyone.
Bye
نام کامل: Bye
معنی فارسی: صعود بدون مسابقه.
کاربرد: زمانی که یک تیم بدون انجام مسابقه به دور بعد راه پیدا میکند.
مثال:
The top seed received a bye.
Forfeit (FF)
نام کامل: Forfeit
معنی فارسی: انصراف از مسابقه.
کاربرد: کنار کشیدن یا واگذاری نتیجه مسابقه بدون ادامه رقابت.
مثال:
The team forfeited the match.
Walkover (WO)
نام کامل: Walkover
معنی فارسی: برد بدون بازی.
کاربرد: پیروزی رسمی یک تیم به دلیل حاضر نشدن یا انصراف حریف.
مثال:
They advanced by walkover.
Tiebreaker
نام کامل: Tiebreaker
معنی فارسی: بازی تعیینکننده.
کاربرد: مسابقه یا قانون اضافهای که برای شکستن تساوی میان تیمها استفاده میشود.
مثال:
The teams will play a tiebreaker.
Decider
نام کامل: Decider
معنی فارسی: بازی سرنوشتساز.
کاربرد: آخرین بازی یک سری که برنده نهایی را مشخص میکند.
مثال:
Everything comes down to the decider.
MVP
نام کامل: Most Valuable Player
معنی فارسی: ارزشمندترین بازیکن.
کاربرد: عنوانی که به تأثیرگذارترین بازیکن یک مسابقه یا تورنمنت تعلق میگیرد.
مثال:
He was named the MVP of the tournament.
Caster
نام کامل: Caster
معنی فارسی: گزارشگر مسابقات.
کاربرد: فردی که مسابقه را بهصورت زنده گزارش و تحلیل میکند.
مثال:
The caster explained every important play.
Play-by-Play Caster
نام کامل: Play-by-Play Caster
معنی فارسی: گزارشگر لحظهبهلحظه.
کاربرد: گزارشگری که اتفاقات مسابقه را بهصورت زنده و با هیجان روایت میکند.
مثال:
The play-by-play caster kept the audience excited.
Color Caster
نام کامل: Color Caster
معنی فارسی: تحلیلگر مسابقه.
کاربرد: فردی که در کنار گزارشگر اصلی، دلایل تاکتیکی و فنی اتفاقات مسابقه را توضیح میدهد.
مثال:
The color caster broke down the strategy perfectly.
Analyst
نام کامل: Analyst
معنی فارسی: تحلیلگر.
کاربرد: متخصصی که عملکرد تیمها، بازیکنان و آمار مسابقات را بررسی میکند.
مثال:
The analyst predicted the upset correctly.
Analyst Desk
نام کامل: Analyst Desk
معنی فارسی: میز تحلیل.
کاربرد: بخش برنامه که تحلیلگران قبل یا بعد از مسابقه درباره عملکرد تیمها گفتگو میکنند.
مثال:
Let’s head over to the analyst desk.
Host
نام کامل: Host
معنی فارسی: مجری.
کاربرد: شخصی که برنامه مسابقات را اجرا کرده و ارتباط بین بخشهای مختلف پخش را برقرار میکند.
مثال:
The host welcomed the audience.
Desk
نام کامل: Desk
معنی فارسی: استودیوی تحلیل.
کاربرد: اصطلاحی که به مجموعه مجری و تحلیلگران در استودیوی پخش گفته میشود.
مثال:
Back to the desk for analysis.
Coach
نام کامل: Coach
معنی فارسی: مربی.
کاربرد: فردی که مسئول برنامهریزی، تمرین، آنالیز و آمادهسازی تیم برای مسابقات است.
مثال:
The coach prepared a new strategy.
IGL
نام کامل: In-Game Leader
معنی فارسی: رهبر داخل بازی.
کاربرد: بازیکنی که در طول مسابقه تصمیمهای تاکتیکی تیم را هدایت میکند.
مثال:
The IGL called a risky strategy.
Substitute (Sub)
نام کامل: Substitute
معنی فارسی: بازیکن ذخیره.
کاربرد: بازیکنی که در صورت نیاز جای یکی از اعضای اصلی تیم را میگیرد.
مثال:
The substitute joined the roster today.
Roster
نام کامل: Roster
معنی فارسی: ترکیب تیم.
کاربرد: فهرست رسمی بازیکنان و اعضای یک تیم.
مثال:
The team announced its new roster.
Transfer Window
نام کامل: Transfer Window
معنی فارسی: پنجره نقلوانتقالات.
کاربرد: بازه زمانی مجاز برای جابهجایی بازیکنان بین تیمها.
مثال:
The transfer window opens next month.
Upset
نام کامل: Upset
معنی فارسی: شگفتیسازی.
کاربرد: پیروزی غیرمنتظره یک تیم یا بازیکن ضعیفتر مقابل مدعی اصلی.
مثال:
What an upset!
Dynasty
نام کامل: Dynasty
معنی فارسی: دوران سلطه.
کاربرد: دورهای که یک تیم برای مدت طولانی بر مسابقات و رقبا تسلط دارد.
مثال:
They built a true esports dynasty.